دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تاریخ انقضا pdf از کیمیا سوار
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تاریخ انقضا
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    کیمیا سوار
  • صفحات
    936
خلاصه رمان

داستان مردی به نام احمد را روایت می‌کند که تحت فشار مادرش برای داشتن وارث پسر و همچنین مشکلاتی که در زندگی زناشویی با همسر اولش دارد، تصمیم به ازدواج با منشی زیبا و مطلقه‌اش می‌گیرد.اما این ازدواج که قرار بود زندگی‌اش را تغییر دهد، به دلایلی آنطور که باید پیش نمی‌رود و پیچیدگی‌های بیشتری به همراه می‌آورد.

دانلود رمان تاریخ انقضا pdf از کیمیا سوار

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان تاریخ انقضا

داستان مردی به نام احمد را روایت می‌کند که تحت فشار مادرش برای داشتن وارث پسر و همچنین مشکلاتی

که در زندگی زناشویی با همسر اولش دارد، تصمیم به ازدواج با منشی زیبا و مطلقه‌اش می‌گیرد.

اما این ازدواج که قرار بود زندگی‌اش را تغییر دهد، به دلایلی آنطور که باید پیش نمی‌رود و

پیچیدگی‌های بیشتری به همراه می‌آورد.

قسمتی از رمان

“پریسا” متنفر بودم از خاطرات مشترکی که احمد رو به مریم وصل می کرد.

احتمالا این خونه هم برای احمد یه مکان مقدس بود که اینجوری رم کرده بود!

گوشی موبایل رو از حرص فشار دادم و سعی کردم آروم باشم: _چشم عزیزم.

فقط خواستم بگم قرار امروز رو فراموش نکنی! باشه ای گفت و تلفن رو روی دستگاه کوبید.

لبام از خشم و نفرت بهم فشرده شد و گوشیم پرتاب شد سمت دیوار: فقط یکم دیگه ، یکم دیگه صبر کن پریسا!

در اتاق بی اجازه چهارطاق باز شد و قامت بلند و چهارشونه ی علیرضا نمایان شد.

دوست نداشتم این شکلی خسته و داغون ببینتم! _جونم پسرم؟ با اخم نگام کرد: چیزی شده؟

خودمو جمع و جور کردم و لبخند کم رنگی تحویلش دادم: نه عزیزم … چیزی نشده!

سری تکون داد و از اتاق بیرون رفت. علیرضا فقط 14 ساله بود و از وقتی طلاق گرفتم یه هفته پیش من بود و

به هفته پیش پدرش. و حالا امروز اگه می فهمید خواستگاریمه… نمیدونم واکنشش چی خواهد بود!

ناهار کباب تابه ای براش درست کردم و خودمم بعد از خوردن چند لقمه ازش کنار کشیدم و محو تماشاش شدم.

_چیزی میخوای بهم بگی؟ نفس عمیقی کشیدم و انگشتامو قفل کردم توهم؛ می ترسم ناراحتت کنم.

لیوان دوغش رو سرکشید و نگاه بی تفاوتی بهم کرد: از کی به فکر ناراحتی من هستی؟

من فقط یه بار ناراحت شدم اونم وقتی بود که طلاق گرفتید. ازاون به بعد دیگه

از هیچ کارتون شگفت زده نشدم که بخوام ناراحت بشم. دستشو گرفتم و با ناراحتی گفتم: عزيزم !!!

 

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 654

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین