
دانلود رمان توبه شکن pdf از زهرا قاسم زاده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان توبه شکن
توبه کردم! توبه کردم که دگر توبه شکستن نکنم که دگر فکر کنار تو نشستن نکنم!
توبه کردم که اگر باز نگاهم بکنی طلب دل به سر زلفِ تو بستن نکنم!
توبه کردم که به کسی دل ندهم تجربه ی تلخ یک رابطه با اشک گسستن نکنم!
توبه کردم هدف تير نگاهت نشوم! توبه کردم و گو خلق بدانند که… من عاشق و مستم!
آوازه درست است و… ت “توبه بشکستم!”
قسمتی از رمان
بابتِ گردنبندم…ممنون! همین امشب فهمیدم گمش کردم و – نمی دونستم کجاس…خیلی نیازش داشتم!
می دونی خب… بهترین یادگاریه !که دارم باز جوابی نمی گیرد و تنها می بیند سیبِ گلوی مردانه.
روبرویش بالا و پایین می شود … بابتِ امشب و بابتِ – :باز مکثی می کند و
چند ثانیه بعد به سختی می گوید اومدنت با این وضعیتت ممنون! بابتِ این که معین و بهم
– برگردوندی…بابت این که…این که مثِ بقیه نگام نکردی…مثِ بقیه نبودی!
قضاوت نکردی و فقط در حقِ معین …برادری و پدری کردی و درحقِ منم…
درحقِ منم برادری کرده بود یا پدری؟! یا هردو یا هیچ کدام!؟
توبه شکن!هرچی کردی ممنون! واسه همه چی ممنون – چشمانِ مشکی که غرقِ خون است
بالاخره با همه بی جانی باز می شوند. رو به دخترکی که جلویش نشسته و با نگرانی نگاهش می کند
و چشم در چشم می شوند…نگاه در نگاه! عشقت چرا تاوانِ من شد؟ !رفتی غمت پایانِ من شد !
از هرگناهی “توبه” کردم!چشمانِ تو…ایمانِ من شد !خوشبخت شو – همه ی جوابش بود
در برابرِ این همه تشکر! با آن صدای خش دار شده ی مردانه! دهانِ قاصدک باز می ماند
لحظه ای و هرچند پر از سوال نگاهش می کند و اما واقعا موقعیتش !را نداشت که بپرسد …



















