دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان ثانیه ها pdf از پریسا دولتی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ثانیه ها
  • ژانر
    عاشقانه،درام،اجتماعی،ازدواج اجباری
  • نویسنده
    پریسا دولتی
  • صفحات
    158
لینک های دانلود

دانلود رمان ثانیه ها pdf از پریسا دولتی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،درام،اجتماعی،ازدواج اجباری

خلاصه رمان ثانیه ها

جلد اول جایی تموم شد که ستاره تصمیم گرفت با وکیلش امیر که صمیمی ترین رفیق همسر سابقش بود ازدواج کنه.

توصیه میکنم به هیچ وجه جلد دوم رو از دست ندین چون پر از اتفاق های هیجان انگیز و غیر قابل پیش بینی هست…..

از برملا شدن رابطه ی نگار و آرمان….. تا برگشتن سینا…..

و ستاره ای که به اجبار از امیر دست میکشه و تن به یک ازدواج اجباری میده.

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

دانلود رمان خون بس

 

بخشی از رمان

از شیشه ماشین نگاهی به مامان و حسین اقا انداختم که داشتن وارد حیاط میشدن بعد

به طرف امیر برگشتم؛ لبخند عمیقی رو لب های هردومون بود.

_نمیای بریم خونه؟

نیم نگاهی به ساعت ماشین انداخت.

_نه دیگه دیر وقته.

دست چپم و تو دستش گرفت و حلقه ای که امشب بعد از اون رقص دو نفره خودش دستم کرده بود رو آروم لمس کرد و گفت:

_امشب بهترین شب زندگیم بود ستاره، باورم نمیشه بعد از چندسال باالخره به چیزی که میخواستم رسیدم.

حرفاش بدجور به دلم مینشست و دلمو گرم میکرد؛ اون یکی دستش و تو دستم گرفتم.

_امشب برای من هم شب بزرگی بود؛ دوتا از شیرین ترین اتفاق های زندگیم امشب

رخ داد؛ اولیش دیدن خوشبختی نگار و دومیش آرامش گرفتن خودم کنار تو.

نگاهم و از دستامون گرفتم و به چشماش دوختم؛ همدم همیشگی تنهاییام امشب

نزدیکتر از هروقتی کنارم بود. چقدر دل کندن ازش سخت شده؛ اگه با خودم بود حاضر

بودم تا خود صبح همینجوری نگاش کنم، آروم پرسیدم:

_امشب برمیگردی تهران؟

تک خنده ای کرد.

رمان ثانیه ها پریسا دولتی

_نه دیگه… من تا خانومم و با خودم نبرم که از این شهر بیرون برو نیستم!! امشب رو

تو هتل میمونم فردا با مامانم صحبت میکنم به مامانت زنگ میزنه؛ فردا شب… شایدم

پس فردا شب میایم با خانوادت به طور رسمی قرار مدارامونو میزاریم.

قلبم انقدر تند میزد که حس میکردم می خواد از دهنم بزنه بیرون؛ اولین مراسم

خواستگاریم نبود ولی این حس برای من اولین بود. شاید عاقل تر شده بودم و درک

بیشتری از دوست داشتن پیدا کرده بودم که حاال بعد از یه شکست تو زندگی مشترکم

با شنیدن چند کلمه حرف از زبون امیر انقدر بی تاب شدم.

_اینجوری که خیلی هول هولکی میشه

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.7 / 5. تعداد رای : 19

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین