دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان حرکت معکوس pdf از تارا توکلی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    حرکت معکوس
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    تارا توکلی
  • صفحات
    1177
خلاصه رمان
دانیار موحدکیست؟مردیست از جنس کینه و نفرت...کینه ای که سراسر وجود او را فراگرفته و آرامشش را سلب نموده و در او موجب به انتقام جویی شده...انتقام از مردی با قلبی سیاه، که آوازه ی قدرتش لرزه به تن‌های زیادی می‌اندازد...مردی که طوفان به زندگی اش انداخته و دنیای او را تاریک و سیاه نموده! و اینک در دنیای تاریک او روزنه ای کوچک وجود دارد...انتقام...!برای رسیدن به نور و شاید...آرامش...! و اما میان این هیاهوی جنگ با سیاهی, عشق به میان می‌آید...آیا عشق می‌تواند روزنه ی دیگری به روشنایی باشد؟آیا عشق توانایی نفوذ به این سیاهی را دارد؟
لینک های دانلود

دانلود رمان حرکت معکوس pdf از تارا توکلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان حرکت معکوس

دانیار موحدکیست؟مردیست از جنس کینه و نفرت…کینه ای که سراسر وجود او را فراگرفته و آرامشش را سلب نموده

 و در او موجب به انتقام جویی شده…انتقام از مردی با قلبی سیاه، که آوازه ی قدرتش لرزه به تن‌های زیادی می‌اندازد…

مردی که طوفان به زندگی اش انداخته و دنیای او را تاریک و سیاه نموده!

و اینک در دنیای تاریک او روزنه ای کوچک وجود دارد…انتقام…!برای رسیدن به نور و شاید…آرامش…!

و اما میان این هیاهوی جنگ با سیاهی, عشق به میان می‌آید…

آیا عشق می‌تواند روزنه ی دیگری به روشنایی باشد؟آیا عشق توانایی نفوذ به این سیاهی را دارد؟

قسمتی از رمان

دانیار بدون حرف سر تکان داد. سامان سینی را برداشت تا برود اما نرسیده به در متوقف شد.

حرفی که در گلویش مانده بود را باید میگفت! رو برگرداند سمت دانیاری که نگاهش…

میکرد راجع به اینکه امشب چی شده نمیپرسم ولی به عنوان _ رفیقت میگم به عواقب کارت فکر کن!

چیزی که تو رو اینطوری به هم ریخته ارزش فکر کردن داره! یه وقتایی! خیلی زودتر از چیزی که فکر کنی دیر میشه:

به پنجره نگاهی کرد و ادامه داد! حتی شاید زودتر از طلوع آفتاب_ لبخند مهربانی زد و بیرون رفت…

رفت و دانیاری که با شنیدن این حرف، بیشتر ذهنش به هم ریخته بود را تنها…گذاشت!

صدای سامان در سرش تکرار میشد چیزی که تو رو اینطوری به هم ریخته ارزش فکر کردن _!

داره آن شب هم صبح شد، مثل همه‌ی شب ها! اما دانیار لحظه‌ای چشم روی هم نگذاشته بود!

تصویر چشمان پر از اشک گیتا لحظه‌ای از جلوی چشمانش کنار نمیرفتند! عذاب! وجدان رهایش نمیکرد

و لحظه به لحظه بیشتر میشد با شنیدن صدای روشن شدن ماشین، پشت پنجره رفت. ماشین گیتا بود!

ساعت را نگاه کرد، هشت صبح را نشان میداد! نفس عمیقی کشید و از اتاق بیرون زد.

سامان روی کاناپه خوابش برده بود! بالای سرش رفت و بعد از…

چندبار صدا زدنش بالاخره چشمانش را باز کرد چرا اینجا خوابیدی؟

_ سامان که تازه داشت هوشیار میشد، نشست و کش و قوسی: رفت و بعد از خمیازه‌ای نسبتا طولانی گفت

لامپ اتاقت روشن بود، منم با اینکه اخلاق گندت رو _

میشناسم نخوابیدم، گفتم شاید بخوای حرف بزنی! نفهمیدم!

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 212

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین