دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خانوم باش(پناهم باش) pdf از ونوس نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خانوم باش
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    ونوس
  • صفحات
    1269
خلاصه رمان

ثروت و قدرت حامی باعث شده همیشه به خواسته‌هاش برسه، اما این‌ بار دلبستگی‌اش به پناه، خواهر ناتنی‌اش مسیرش رو به تاریکی می‌کشونه. اشتباهی که مرتکب می‌شه، پناه مجبور می‌شه تا ازش دور بشه و راز دلخراشش رو پنهان نگه داره. اما وقتی متوجه‌ی بارداری ناخواسته‌اش می‌شه و برای رهایی از ترس، تصمیمی عجولانه می‌گیره حامی از حقیقت باخبر می‌شه و همه چیز به هم می‌ریزه …

دانلود رمان خانوم باش(پناهم باش) pdf از ونوس نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان خانوم باش

ثروت و قدرت حامی باعث شده همیشه به خواسته‌هاش برسه، اما این‌ بار دلبستگی‌اش به پناه، خواهر ناتنی‌اش مسیرش رو به تاریکی می‌کشونه. اشتباهی که مرتکب می‌شه، پناه مجبور می‌شه تا ازش دور بشه و راز دلخراشش رو پنهان نگه داره. اما وقتی متوجه‌ی بارداری ناخواسته‌اش می‌شه و برای رهایی از ترس، تصمیمی عجولانه می‌گیره حامی از حقیقت باخبر می‌شه و همه چیز به هم می‌ریزه …

قسمتی از رمان

به سمت پذیرایی رفت و روی مبل نشست. با قدم های کند و نا امید دنبالش رفتم “خودم کردم که لعنت بر خودم باد”

_ حرصی ام ایمان. ابرو بالا انداخت و با پوزخند نگاهم کرد: _دارم از حرص منفجر میشم که یه الف بچه دورم زده…

معلوم نیست کدوم قبرستونی رفته که یه هفته اس پی اش فرستادم اب شده رفته تو زمین اون داداش…

سرمو با دستام محکم فشردم که ایمان نیشخندی زد: _تازه به هول و ولا افتادی؟

توی اون چند دوماه که زجر کشش کردی هم به این چیزا هم فکر کردی؟ _اون موقع اوضاع فرق داشت. اون موقع

احساس خطر نمیکردم. نگاهش کردم که با کنجکاوی نگاهم میکرد:

_اون موقع پای وحید وسط نبود. سرش رو به نشونهی تاسف تکون داد:

_پاشو خجالت بکش حامی ُرک بگو اون موقع کسی رو نداشت که پشتش باشه هر کاری دلم خواست کردم.

هر دفعه تا تونستم زجرش دادم و خونشو مکیدم…

نفسش رو کلافه فوت کرد: _توقع نداری که دلداریت بدم؟! داشتم! توقع داشتم که بگه تقصیر تو نیست تا یکم

فقط یکم حرصم بخوابه. اما نگفت، با این حرفش اتیش به قلبم زد.

_ فکر نمیکردم جرئت داشته باشه بذاره بره. با حالی وصف نشدنی موهام رو تو پنجه ی دستام کشیدم

و با تضرع و التماس گفتم: _چیکار کنم ایمان؟ کجا دنبالش بگردم ؟

دارم میمیرم نکنه کسی بلایی سرش اورده باشه…

 

قیمت51000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 557

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین