
دانلود رمان دوزخی از حرارت باروت pdf از مرضیه موسوی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان:عاشقانه،پلیسی،طنز
دختری با گذشتهای غرق در اندوه که خانوادهاش را قربانی یک کینهٔ کهنه از دست داده است
پس از گذر سالها زمان انتقام فرا رسیده در مسیری پر از تاریکی و خون قدم میگذارد جایی
که چهار همراه در کنار او ایستادهاند روزهایی سنگین و تلخ همچون برزخ اما
در میانشان شیطنتها و خندههایی که بوی باروت میدهند طنینانداز میشود
قسمتی از رمان
(دلبر) به ته باغ که رسیدم دیدم یکی داشت با تلفن صحبت میکرد چون پشتش به من بود نفهمیدم کیه
برای این که گیر سه پیچ نده که اینجا چیکار میکنم ضربهای به گردنش زدم که بیهوش رو زمین افتاد
گوشی هم کنارش به قیافش که توجه کردم دیدم آتاش! خم شدم گوشی رو برداشتم شماره خیلی برام آشنا بود
دم گوشم که گذاشتم صدای سرهنگ در گوشم پیچید سرهنگ الو الو پسرم آران چه اتفاقی افتاده پس اسم
واقعیش آرانِ! این همون نفوذیه که سرهنگ در موردش میگفت جواب دادم الو سلام قربان سرهنگ الو تویی دخترم!
-بله قربان دلبر هستم سرهنگ پس آران کجا غیبش زد یهو چشمهام رو تو حدقه چرخوندم و گفتم راستش من داشتم
به اینجامی اومدم که با ثمر تماس بگیرم دیدم کسی داره با تلفن صحبت میکنه فکر کردم یکی از محافظ هاست
من هم به گردنش ضربه زدم که بیهوش افتاد زمین سرهنگ تک خندی زد و گفت از دست تو دختر پس هنوز نفهمیدی که این
نفوذیمونه
دختری با گذشتهای غرق در اندوه که خانوادهاش را قربانی یک کینهٔ کهنه از دست داده است پس از گذر سالها زمان انتقام فرا رسیده در مسیری پر از تاریکی و خون قدم میگذارد جایی که چهار همراه در کنار او ایستادهاند روزهایی سنگین و تلخ همچون برزخ اما در میانشان شیطنتها و خندههایی که بوی باروت میدهند طنینانداز میشود



















