دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دچارت نیستم pdf از سمیرا ایرتوند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دچارت نیستم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    سمیرا ایرتوند
  • صفحات
    1812
خلاصه رمان
لب‌های تو طعمی از سیب نخستین دارند، و من، همچون حوّای نخستین، در وسوسه‌شان فرو می‌افتم بهشت برای من نه در آسمان، که در آغوش توست؛ همان‌جا که لب‌های ممنوعه‌ات، راز خلقت را نجوا می‌کنند.

دانلود رمان دچارت نیستم pdf از سمیرا ایرتوند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دچارت نیستم

لب‌های تو طعمی از سیب نخستین دارند، و من، همچون حوّای نخستین، در وسوسه‌شان فرو می‌افتم
بهشت برای من نه در آسمان، که در آغوش توست؛ همان‌جا که لب‌های ممنوعه‌ات، راز خلقت را نجوا می‌کنند.
قسمتی از رمان

توضیحات کاوه گیج کننده بود با همان گیجی سرم را تکان دادم و گفتم:اونوقت چرا من؟_با ما بیا هم تو راحت میشی هم ما.خیلی وقت بود در ذهنم دنبال راه حلی بودم تا تکلیفم با شهره مشخص شود…اما هیچ وقت به رفتن فکر نمی‌کردم من از رفتن متنفر بودم دل کندن از درخت انار مادرم ممکن نبود کاوه انگار ذهنم را خواند.

_قرار نیست همه چیز تو از دست بدی تو دوباره بر می‌گردی. _چرا انتظار دارین من بیام ور دل برادر شما؟با این تعریفایی که کردین حتمی پرتم می‌کنه بیرون. از در شوخی وارد شدم…اما کاوه امروز در جدی‌ترین حالت ممکن داشت برای آینده‌اش خط و نشان می‌کشید._اتفاقا مهمون خط قرمزشه اون جلو مردم نقاب میزنه به صورتش و نقش یه برادر دلسوز و برامون بازی میکنه…تو بیا قول میدم پشیمون نشی._ من واقعا می‌ترسم. _دوست داری خونه‌ی پدریتو پس بگیری؟

می‌گفتی عاشقشی و با مامانت کلی خاطره‌ی قشنگ داری درخت انار تو حیاطتون رو مامانت کاشت آره؟با این حال قلبم تکانی خورد چهره ی مامان مقابل چشمانم نقش بست و نگاه آخرش…آخ از اشک هایی که در چشمش حلقه زده و آماده ی باریدن بودند.بغض کلامش دم رفتن هنوز هم در گوشم میپیچید و اگر بابا نبود زیر بار حرف هایی که شنیدم امکان نداشت دوام می آوردم..آدم ها مصر بودند مرا له کنند اما بابا آمد و جلوی تک تکشان سینه سپر کرد.تکشان سینه سپر کرد._ خودم کمکت میکنم حقتو بگیری_چرا کمکم میکنی._چون تو کمکم میکنی سهممو بگیرم. منم برات وکیل میگیرم، تمام هزینه هاش با من راضی نبودی کم کم پسش بده شهره نباشه می‌تونی پس انداز کنی.

یا او فارسی حرف نمی زد یا من فارسی نمی‌فهمیدم شاید هم گوش‌هایم مشکل پیدا کرده بودند._کسی که قراره داداشتون رو راضی کنه منم؟ یا استایلش دختری مثل منه؟ نکنه قراره بیام و عاشقش کنم! کیانا هم که تا آن لحظه مثل من گیج به نظر می آمد با شنیدن حرفم پقی زیر خنده زد آنقدر خندید تا اشک از چشمانش جاری شد.

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 596

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین