دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان زمرد سیاه جلد دوم (رخپاک) pdf از مریم روح پرور

دانلود رمان زمرد سیاه جلد دوم (رخپاک) pdf از مریم روح پرور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی

خلاصه رمان زمرد سیاه

(سه سال بعد)

وارد اتاقش شد،کتش را در آورد روی انبوه لباسهای جمع شده ی روی تخت انداخت.

دکمه هایش را باز کرد از اتاق بیرون رفت با دیدن آشپزخانه ی تمیز حدس

زد باز هم یکی از افراد خانواده به آنجا آمدند.

لیوانی برداشت و از درون یخچال شیشه ی نوشیدنی اش را درآورد درون لیوان ریخت.

برش داشت سمت مبلها رفت،آرام نشست اما با شنیدن صدای بوقی از زیرپایش

عصبی دست زیر پایش برد و آن عروسک را بیرون آورد گوشه ای پرت کرد.

تکیه داد به مبل،خسته بود از شب قبل سرپا بود و آن عملها حسابی بی خوابش کرده بود..

قسمتی از رمان

سیگاری آتش زد و زل زد به عکس روی دیوار به آن عروس زیبا که با

گذشت این همه سال هنوز میدرخشید.

کمی از نوشیدنی اش را نوشید که با صدای زنگ تلفن بلند شد و مثل تمام

آن چند وقت بی جواب ماند ولی مادرش صدایش درخانه پیچید

الو ساهی جان خونه ای؟؟

مادر زنگ زدم گوشیت جواب ندادی،امروز ره امیاد اینجا تو هم بیا بچه

دو روزه ندیدتت

پوزخند زد باز نوشید و مادرش گفت:

-با اینکارا چی درست میشه که داری انقدر خودتو عذاب میدی

پک زد به سیگارش و آرام گفت:هیچی

-بیا مادر جان این بچه گناه داره

صدای قطع شدن تماس آمد و باز نگاه آن عروس کرد و آرام گفت:

با امروز شد یکسال،روز شماری نه ثانیه شماری کردم

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 571

خلاصه رمان

(سه سال بعد)


وارد اتاقش شد،کتش را در آورد روی انبوه لباسهای جمع شده ی روی تخت انداخت.دکمه هایش را باز کرد از اتاق بیرون رفت با دیدن آشپزخانه ی تمیز حدس زد باز هم یکی از افراد خانواده به آنجا آمدند.لیوانی برداشت و از درون یخچال شیشه ی نوشیدنی اش را درآورد درون لیوان ریخت.برش داشت سمت مبلها رفت،آرام نشست اما با شنیدن صدای بوقی از زیرپایش عصبی دست زیر پایش برد و آن عروسک را بیرون آورد گوشه ای پرت کرد.تکیه داد به مبل،خسته بود از شب قبل سرپا بود و آن عملها حسابی بی خوابش کرده بود..


مشخصات رمان
  • نام رمان
    زمرد سیاه
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی
  • نویسنده
    مریم روح پرور
  • صفحات
    1679
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین