
دختر برای این که تنها نماند مجبور می شود به خانه ی خاله اش برود. خاله ای که یک پسر دارد و این پسر برخلاف دختر داستان بسیار مقید است. اما دختر داستان کمی شیطون و بی پروا..
دانلود رمان زندگیم باش pdf فریده بانو
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان زندگیم باش
دختر برای این که تنها نماند مجبور می شود به خانه ی خاله اش برود.
خاله ای که یک پسر دارد و این پسر برخلاف دختر داستان بسیار مقید است.
اما دختر داستان کمی شیطون و بی پروا..
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان عموزاده
دانلود رمان ماه در عقد ارباب
قسمتی از رمان
بغضم بازشدو اشکم چکید با گریه گفتم:شایدمثل شماباحجاب نباشم یامحرم نامحرم حالیم نباشه اما ابرو سرمه من کی
دوس پسرداشتم کی باهمه هروترکردم که داداشت اینطوری میگه راجب من
سحربغلم کرد و قربون صدقه ام رفت وکلی معذرت خواست
تقصیر صبا و سحرنبود ه این شپش خان داداششون بود
بعداز رفتن صبا و سحر دراز کشیدم و توسرم دنبال نقشه بودم برای این پسرخاله ازدماغ فیل افتاده
صبح چون جمعه بود دیرازخواب بیدارشدم وسردرد و بهانه کردم تاظهر پایین نرفتم
برای ناهار وقتی پایین رفتم دقیق ازشانسم صندلی روبروی ارسلان خالی بود ازمجبوری نشستم
لحظه ای نگاهم کرد بعدسرشو باغذاش گرم کرد
منم محل بهش ندادم فعلا تو فکرنقشه بودم تاحالشوبگیرم
اون روز تا شب خودمو تو اتاقم سرگرم کردم به هرچیزی فکرکردم اما نتیجه ای نداد بافکرو خیال خوابیدم
صبح وقتی رفتم پاین برای صبحانه امیررضا ازخاله پرسیدچرا ارسلان نیست
خاله گفت: طفلی بچه ام دیشب دیرخوابیده و الان سرش دردمیکنه
بعدازصبحانه سحر با خاله و خانوادمعینی رفتن برای خرید موقع رفتن.
خاله گفت: دوساعت دیگه امیرارسلان و بیدارکن خاله جون بایدبه جلسه اش برسه..




















جالب بود چون کشش و جذابیت داشت اما منطق داستان زیر سوال بود برای کردی مقید که به صرف جذابیتهای جنسی همه ملاکهایش یکباره فراموش شد.