دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سیطره ستارگان pdf از فاطمه حداد
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سیطزه ستارگان
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    فاطمه حداد
  • صفحات
    1962
خلاصه رمان

نور چشمامو زد و پلکهام به هم خورد.آخ!! از درد دوباره چشمامو بستم.لعنت به هر چی شب بیداریه بالخره یه روز


دراثر این شب بیداری ها کور میشم. صدای مامانم توی گوشم  پیچید:-پسرم تو بالاخره یه روز کور میشی دیر و زود


داره سوخت و سوز نداره.حق داره بنده خدا ولی این پرونده بدجور ذهنمو مشغول کرده نمیتونم دست روی دست


بذارم تا همه چی مسکوت بمونه سعی میکنم تو ذهنم همه چی رو دوره کنم.


قاچاق اعضا بدن خونه ی صفدر کثیف و بچه های که معتاد به دنیا میان و دخترهای زیبایی که به هیچ عنوان نقش


بدکاره رو ندارند. مغزم سوت میکشه!!مگه میشه؟معمولا باندهای بزرگ خلافکاری فقط تو یه زمینه فعالیت


نمیکنند..

دانلود رمان سیطره ستارگان pdf از فاطمه حداد

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان سیطره ستارگان

نور چشمامو زد و پلکهام به هم خورد.آخ!! از درد دوباره چشمامو بستم.لعنت به هر چی شب بیداریه بالخره یه روز در

اثر این شب بیداری ها کور میشم. صدای مامانم توی گوشم  پیچید:-پسرم تو بالاخره یه روز کور میشی دیر و زود داره سوخت و

سوز نداره.حق داره بنده خدا ولی این پرونده بدجور ذهنمو مشغول کرده نمیتونم دست روی دست بذارم تا همه چی

مسکوت بمونه سعی میکنم تو ذهنم همه چی رو دوره کنم. قاچاق اعضا بدن خونه ی صفدر کثیف و بچه های که معتاد

به دنیا میان و دخترهای زیبایی که به هیچ عنوان نقش بدکاره رو ندارند. مغزم سوت میکشه!!مگه میشه؟معمولا باند

های بزرگ خلافکاری فقط تو یه زمینه فعالیت نمیکنند..

قسمتی از رمان

هر بار که به این منطقه میومدم حالم به هم میخورد. به طور نامحسوس بینی مو جمع کردم . بوی انواع الودگی ها اینجا

میومد ولی این بوی حشیش دیگه داشت کلافه ام میکرد. به سمت خونه صفدر کثیف قدم هامو محکم تر کردم . تعداد

زیادی مامور پلیس اونجا بودند که با احترام از سر راهم کنار میرفتند. اوه اینجا رو ببین سرهنگ خودش برای بازدید اومده!

کارت شناسایی دادستانیمودر اوردم و به ماموری که کنار اون نوار زرد رنگ پهن که علامت خطر روی ان نوشته شده بود

نشون دادم. کنار رفت. من از پله های ایوان بالا رفتم . حالا که وارد خونه شده بودم بوهای جدیدی به مشامم میرسید.

بوی تعفن بوی گندیدگی و بوی خون… به چشمام اعتماد نداشتم …!!! واقعا؟؟

خدایا این دیگه چیه؟

چیزی که می دیدم یه زن بود با یه پیرهن سیاه تا بالای زانو که پاهای لاغر زخم و خراش خورده اش با خون لخته شده…

 

قیمت45000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 436

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین