دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شاهدخت pdf از م_کمالزاده

دانلود رمان شاهدخت pdf از م_کمالزاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان شاهدخت

داستان به تخت رسیدن شاهدخت زمانی آغاز می شود که وصیتی بزرگ به او می رسد.

وصیت از جانب مردی که هرگز او را ندیده ولی خون او در رگ هایش جاری است.

دخترک هفده ساله ی یک شهرستان دور افتاده و کوچک، مالک یک کارخانه ی بزرگ ترمه بافی

از بهترین شعب کارخانجات نساجی نقشبند می شود.

ما هنگام نشستن بر تخت سلطنت تازه بنا شده، اطرافیانش کم کم رنگ جدیدی به خود میگیرند و

مردی غریبه همچون گرگی خشمگین، برای تملک دارایی خود مانند طعمه ای به او می نگرد.

در این میان تنها ناجی ای که به چشمش می آید، رادین معتمدی، مشاور مالی و امینِ خاندان نقشبند است.

مردی سی و هفت ساله و جذاب که با اولین نگاه دل شاهدخت جوان و خام را به لرزه درمی آورد.

قسمتی از رمان

دو تقه به درب اتاق مدیریت خورد و بی کسب اجازه به سرعت باز شد اخم هایش در هم تنید و آماده بود به

هر کسی که بی اجازه وارد شده بتوپد اما با چهره ی سراسیمه ی عمه زهره رو به رو شد

راسته که حاجی یه زن دیگه داشته؟

پوزخندی به روی لبش نشست انگار برای عمه زهره وجود یک وارث دیگر به شدت سنگین آمده بود.

واکنش اولیه ی او هم بهتر از آنها نبود. اما باید منطقی برخورد می کردند.

علیک سلام عمه جان راستیش که اره راسته اما فکر نکنم برای شما جای نگرانی باشه. از سیروس

شنیدم که زن صیغه ایش بوده قرار نیست از ارثتون کم بشه!

زهره از فرط حرص قرمز شده بود و کلمات را بیرون تف می کرد.

قرار نیست کم بشه؟ چرا مزخرف میگی نریمان؟! مگه راجع به وصیت نامه اش نشنیدی؟

قرار نیست کمک بشه؟چرا مضخرف میگی نریمان؟مگه راجع به وصیت نامش نشنیدی؟

با شنیدن حرف های تاره عمه صاف تر نشست و با اخم هایی که از سر دقت در هم تنیده شده بود پرسید:

چه وصیت نامه ای؟

 

قیمت43000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 354

خلاصه رمان

داستان به تخت رسیدن شاهدخت زمانی آغاز می شود که وصیتی بزرگ به او می رسد.وصیت از جانب مردی که


هرگز او را ندیده ولی خون او در رگ هایش جاری است.دخترک هفده ساله ی یک شهرستان دور افتاده و کوچک،


مالک یک کارخانه ی بزرگ ترمه بافی از بهترین شعب کارخانجات نساجی نقشبند می شود.


ما هنگام نشستن بر تخت سلطنت تازه بنا شده، اطرافیانش کم کم رنگ جدیدی به خود میگیرند و مردی غریبه


همچون گرگی خشمگین، برای تملک دارایی خود مانند طعمه ای به او می نگرد.در این میان تنها ناجی ای که به


چشمش می آید، رادین معتمدی، مشاور مالی و امینِ خاندان نقشبند است.مردی سی و هفت ساله و جذاب که


با اولین نگاه دل شاهدخت جوان و خام را به لرزه درمی آورد.

مشخصات رمان
  • نام رمان
    شاهدخت
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    م_کمالزاده
  • صفحات
    3202
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین