دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عطش سرخ pdf از ریحانه محمود
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عطش سرخ
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    ریحانه محمود
  • صفحات
    747
خلاصه رمان
نهال،دختر بی بند و بار و لاابالی ست که  درگیر روابط با جنس مخالف و خوش گذرانی است. او  دل در گرو بهزاد داره.مرد متعصب و سختگیری که همسر قبلیش رو بخاطر تعصبات خودش و بی قیدی همسرش طلاق داده، حال نهال ..
لینک های دانلود

دانلود رمان عطش سرخ pdf از ریحانه محمود

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان : عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان عطش سرخ

نهال،دختر بی بند و بار و لاابالی ست که  درگیر روابط با جنس مخالف و خوش گذرانی است.

او  دل در گرو بهزاد داره.مرد متعصب و سختگیری که همسر قبلیش رو بخاطر تعصبات

خودش و بی قیدی همسرش طلاق داده، حال نهال..

قسمتی از رمان

“خیلی خوش اومدین، جناب مهندس.”

سرش را تکان داد و با کمال ادب از نگهبان تشکر کرد. سوئیچ ماشینش را به او سپرد و

در حالی که با دقت و پرستیژ تک دکمه‌ی وسط کت خاکستری رنگش را می‌بست، کفش‌های چرم سیاه و

مارک گرنسونش را روی تک پله‌ی مرمرین ورودی عمارت ویلای بزرگ وارسته‌ها گذاشت.

در مسیر بین در اصلی و ورودی داخلی، مشغول احوال‌پرسی با اندک جمعیتی شد که آنها را می‌شناخت.

با ورود به سالن اصلی، بی‌توجه به همهمه‌ی حاکم، مستقیماً به سمت میز پذیرایی رفت و

از میان نوشیدنی‌ها، آب آناناسی که شدیداً دوست داشت را انتخاب کرد. جرعه‌ی اول

را به گلو فرستاد و هم‌زمان، سخنرانی نادرخان وارسته که در معرض دیدش نبود، آغاز شد:

“خب خیلی مفتخرم که در چنین روز عزیز و فرخنده‌ای در خدمت همه‌ی شما همراهان همیشگیم هستم.”

گوشه‌ی لبش بالا رفت و با نوعی پوزخند، چهره‌اش را جمع کرد و لیوان را به‌

آرامی در میان انگشتانش چرخاند تا محتویات داخلش به‌خوبی هم بخورد.

“مفتخر! چه روز گند و مفتخری!”

با بی‌میلی گوش سپرد به ادامه‌ی صحبت‌های نادرخان که در نظرش

چیزی جز چند جمله‌ی بی‌محتوا و بی‌پیام خاص نبود.

“می‌دونید که هر سال با شروع تیرماه برای رفع خستگی دختر عزیزم، مهمونی ترتیب می‌بینم، اما…”

گوش‌هایش تیز شد؛ جمله‌های نادرخان همیشه از اما و اگرها خالی بودند.

او معمولاً حرف‌هایش ساده و تکراری بود.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 324

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • پری
    10 بهمن 1404 | 01:03

    عطش سرخ عالی بود. مرسی خانم ریحانه محمود

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین