دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عقد اجباری pdf از یسنا میرداوود
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عقد اجباری
  • ژانر
    عاشقانه،اجباری
  • نویسنده
    یسنا میرداوود
  • صفحات
    1186
خلاصه رمان

اجبار، اجبار و اجبار...چقدر از این کلمه ی پر از تحمیل و عذاب متنفر بودم! دوست داشتن اجباری، ازدواج اجباری!مگه میشد عمری رو با کسی سر کرد که میون میلیون ها رگ و موی رگ یکیشون راضی به وجودش نیست؟!کاش میشد فرار کرد، کاش جرات فرار از اون مخمصه رو داشتم! عقد اجباری، دوست داشتن اجباری! این دیگه چه صیغه ای بود!!!

دانلود رمان عقد اجباری pdf از یسنا میرداوود

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجباری

خلاصه رمان عقد اجباری

اجبار، اجبار و اجبار…

چقدر از این کلمه ی پر از تحمیل و عذاب متنفر بودم!

دوست داشتن اجباری، ازدواج اجباری!

مگه میشد عمری رو با کسی سر کرد که میون میلیون ها رگ و موی رگ یکیشون راضی به وجودش نیست؟!

کاش میشد فرار کرد، کاش جرات فرار از اون مخمصه رو داشتم!

عقد اجباری، دوست داشتن اجباری! این دیگه چه صیغه ای بود!!!

قسمتی از رمان

-پاشو برو صورتت و بشور، با این چشمهای پُف کرده میخوای جلوشون بیای؟

بی روح به مادرم نگاه کردم.

– چه اهمیتی داره؟

– این خواستگار برای آقاجونت خیلی مهمه، نمی خوای که پدرت خجالت زده باشه، هرکی این صورت تو رو ببینه فکر

می کنه به زور مجبورت کردیم.

با بغض گفتم:

-مگه مجبورم نکردین؟

مادرم عصبی شد.

-ترمه خیلی حرف میزنی، پاشو دختر، تا نیم ساعت دیگه لباس پوشیده، دستی به سر و رو کشیده

توی هال باشی وگرنه خودم میام تنت میکنم.

مادرم با غیض و غضب در و محکم بهم کوبید و رفت. هرچی میخواستم لجبازی کنم، می دونم که شرایط

رو برام سخت تر می کردن و بیشتر عذابم‌ می دادن، آرزوهای خودم برباد رفته می دیدم و

کاری از دستم برنمی اومد. ندیده از شخصی که قرار بود به

خواستگاریم بیاد متنفر بودم، اون باعث این حالم بود، چه خواسته چه ناخواسته!

با حال نزار باید خودم رو آماده می کردم، بالاخره بعد از چند ساعت از اتاقم بیرون زدم، از هال گذشتم و به سرویس

بیرون رفتم، چشمهام خیلی ورم داشت، توی اینه با دیدن صورتم دلم به حال خودم سوخت.

چند بار به صورتم آب زدم. وقتی به اتاقم برگشتم لباسهامو روی تخت اتو کرده دیدم

رو به روی آینه ایستادم و دور چشمام کمی پنکک زدم تا قرمزیشونو کم تر کنه

تنها وسیله ی آرایش من همین پنکک مسخره بود که الان به کارم اومد

لباسامو پوشیدم و روی تخت نشستم تا این زنگ بی صاحاب و بزنن.

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 592

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ناشناس
    8 تیر 1404 | 21:13

    خب به این امید که از این داستان ها برای کسی پیش نیاد

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین