دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عمر دوباره pdf از یامور

دانلود رمان عمر دوباره pdf از یامور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،خدمتکاری

خلاصه رمان عمر دوباره

درمورد یه دختره به اسم آوا که سرایدار هستن توی خونه یه خونواده پولدار که پدر و مادرش با انجام کارهای

اون خونواده امرار معاش میکنن اوا هم یه دختر مغروره و همیشه میخواسته یجوری از عمارت پر بکشه

دختر اون خونواده پولدار بیتا یه نامزدی میکنه که حالت قراردادی داره ولی پسره کله گنده اس و

آوا سر یه اتفاقی مجبور میشه بره خونه رادان کله گنده کلفتی کنه  بعد دیگه پسره عاشقش میشه و ادامه ماجرا …

قسمتی از رمان

دیگه نرفتم سمتش که تجربه اش کنم. درها که باز شدن و ماشین رادان وارد حیاط شد منتظر نموندم

تا به تماشا بشینم سریع وارد خونه شدم. بابا مشغول دیدن تلویزیون بود. آوا:سلام بابا. جوابمو داد.

خودمو به اتاقم رسوندم تا بیشتر خلوت کنم ولی قلب خیانتکارم تو خفا سمت پنجره رفت و از پشت پنجره دیدش زد.

همراه بیتایی که چند تا پاکت خرید تو دستاش بود سمت عمارت رفتن. پس مشغول خرید عروسی بودن.

برام مهم نبود باید آماده میشدم باید قدمامو حساب شده بر میداشتم. بالاخره اون سکوتی که

تو عمارت حاکم بود شکست اونم توسط کسی که حدس میزدم همین واکنش رو نشون بده.

حرفی به بابا و مامان نزده بودم و از استرس کنار بابا نشسته و داشتم راز بقا نگاه میکردم

چند باری بابا بخاطر حالم پرسیده بود خوبم یا نه؟ مامان مشغول دوختن دستمال و…

برای جهاز من بود. استرس باعث شده بود حالم آشفته بشه

داشتم به خودم دلداری میدادم که بوی آشی که پخته بودم به همین زودی بلند نمیشد که یهویی انگار کسی

به دعوا اومده باشه جلوی در مشت هایی پی در پی به در آهنی خونمون که شیشه هاش حالت کدری داشت خورد.

ترسیده تو جام پریدم بابا نیم خیز شد مامان هینی کشید. کوکب:یا حضرت عباس این دیگه کیه که سر آورده؟

عباس پاشو ببین کیه تا درو نشکسته. صدای مهتاج که از پشت در به گوش رسید بابا پا تند کرد.

سریع مامان هم بلند شد و پشت سر بابا رفت. از جا بلند شدم صدای داد و قال مهتاج به گوشم رسید.

دستپاچه نمیدونستم برم تو اتاقم یا برم جلوی در. مهتاج:آهای دختر ورپریده بیا جلوی در ببینم…بالاخره پسر منو تو دامت انداختی؟

نه نباید کم می آوردم. سعی کردم آرامش خودمو حفظ کنم… وقت کم آوردن نبود باید کاری میکردم

جل و پلاس مارو میریخت تو خیابون. با ظاهری خونسرد پشت سر بابا ظاهر شدم.

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 637

خلاصه رمان

درمورد یه دختره به اسم آوا که سرایدار هستن توی خونه یه خونواده پولدار که پدر و مادرش با انجام کارهای


اون خونواده امرار معاش میکنن اوا هم یه دختر مغروره و همیشه میخواسته یجوری از عمارت پر بکشه


دختر اون خونواده پولدار بیتا یه نامزدی میکنه که حالت قراردادی داره ولی پسره کله گنده اس و


آوا سر یه اتفاقی مجبور میشه بره خونه رادان کله گنده کلفتی کنه  بعد دیگه پسره عاشقش میشه و ادامه ماجرا

مشخصات رمان
  • نام رمان
    عمر دوباره
  • ژانر
    عاشقانه،خدمتکاری
  • نویسنده
    یامور
  • صفحات
    2090
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین