دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فصل عاشقی pdf از هاشم میلانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فصل عاشقی
  • ژانر
    عاشقانه،غمگین
  • نویسنده
    هاشم میلانی
  • صفحات
    77
لینک های دانلود

دانلود رمان فصل عاشقی pdf از هاشم میلانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،غمگین

خلاصه رمان فصل عاشقی

داستان در مورد پسری به نام هاشم می باشد که بسیار خجالتی و کم حرفه و در مقابل جنس مخالف کاملا محتاط عمل میکنه

ولی در عین حال او پسری باهوش و احساسی و مغرور می باشد، هاشم پسری ۱۷ ساله است که

شور و شوق دانشگاه رو در سرش دارد، او عاشق خواهر دوستش می‌شود ولی از ترس و خجالتش نمی‌توانست

چیزی به دختر مورد علاقه و دوستش که هرروز در کنار آنها بود بگوید تا اینکه روزی از طرف مدرسه

هر سه نفر آنها تصمیم می‌گیرند تا در یک سفر راهیان نور به اهواز بروند که در طول این سفر ……

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان سبز آبی سفید

دانلود رمان میراث یاس

قسمتی از رمان

همه باهم رفتند دنبال اون راهنما و هرجا میرفت اوناهم میرفتن دنبالش تا اینکه در

آخر رسیدن به اتوبوس . اونشب همه دوباره برگشتن به اردوگاه ، هاشم و محمد هی

داشتن باهم راجب گم شدنشون و جیغ و داد های مریم حرف میزدن و میخندیدن

البته هاشم تو این فکرهم بود که چطور گردنبند و حلقه رو به مریم بده و حرف دلش

رو بهش بزنه . اون روزا هاشم چون خیلی تو فکر فرو میرفت ، مسئولین اونجا فکر

میکردن هاشم پسر آرومیه و هیچ دوستی نداره واسه همون توی جمع وسط یه برنامه

اونو بعنوان مرداخلاق کل اردوگاه انتخاب کردن . اون روزا مریم و محمد هی میگفتن

و می خندیدن که نفله ی عالم مرداخلاق سال شد.

خلاصه چند روز هم گذشت تا شد ۶۱ بهمن یعنی تولد مریم ؛ اون روز توی شلمچه

بودند . هاشم و مریم و محمد داشتند واسه چندروزی که اونجا بودند برنامه ریزی

میکردند اما محمد و مریم به کل فراموش کرده بودند که اون روز تولد مریمه ولی هاشم

یادش بود و کادوی مریم هم به همراه داشت تا توی فرصت مناسب به مریم بده ولی

باز گیج شده بود چطوری باید اینکار رو بکنه که این حین محمد رفت تا از مسجد

شلمچه آب بیاره ، این بهترین فرصت بود که هاشم کادوی مریم رو بده و..

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 27

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین