دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان قهوه قجری pdf از مینا طبیب زاده و فرنوش گل محمدی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    قهوه قجری
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    مینا طبیب زاده و فرنوش گل محمدی
  • صفحات
    1072
خلاصه رمان

درباره دختری زیبا و فقیر که از زیباییش سواستفاده میکنه و با گول زدن مرد های پولدار راهشو به خونشون باز


میکنه..بعد خوردن یک فنجون قهوه که توش داروی بیهوشی قوی میریزه و بیهوش شدن اونها از خونشون دزدی


میکنه و پولی که از راه دزدی به دست میاره خرج دکتر و بیمارستان پدرش میکنه تا اینکه یه ناجی پاش به زندگیش


باز میشه که خیلیم شبیه ناجی داستان های دیگ نیست و..

دانلود رمان قهوه قجری pdf از مینا طبیب زاده و فرنوش گل محمدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان قهوه قجری

درباره دختری زیبا و فقیر که از زیباییش سواستفاده میکنه و با گول زدن مرد های پولدار راهشو به خونشون باز میکنه.بعد خوردن یک فنجون قهوه که توش داروی بیهوشی قوی میریزه و بیهوش شدن اونها از خونشون دزدی میکنه و پولی که از راه دزدی به دست میاره خرج دکتر و بیمارستان پدرش میکنه تا اینکه یه ناجی پاش به زندگیش باز میشه که خیلیم شبیه ناجی داستان های دیگ نیست و..

قسمتی از رمان

رژ لب سرخ و آتشینم را با غنچه کردن لبهایم بیشتر از قبل به رخ کشیدم و با عشوه همیشگی، گردن به چپ چرخاندم..صدای مشتاقش لرز برداشت و خواهان گفت:– نازتم میخرم عروسکم، تو فقط لب تر کن…پوزخندی که می رفت تا روی لبهایم وسعت بگیرد، کنترل کردم. جنس این قربان صدقه ها را خوب میشناختم مدت اعتبارشان فقط تا قبل از گذشتن خرشان از پل بود و بعد از آن… من هیچ وقت به بعدش نمی رسیدم.

با قدم هایی آهسته تا مقابل اتومبیل حرکت کردم و با چشم حسابگرم سر و وضع و ماشینش را قیمت نهادم، نه آنقدرها نمی ارزید.تمام وجود او اما چشم شده بود و من و حرکاتم را می پایید. از عمد آخرین قدم را کمی محکمتر روی زمین کوبیدم تا صدای تق و تق پاشنه های کفشم را به جان دست و دلش بیاندازم و از پنجره باز ماشین به داخل خم شدم.لب و لوچه ام را جمع کردم و محقرانه نگاهش کردم و نگاهم روی لحنم هم تاثیر گذاشت:– به سن قانونی رسیدی نینی؟دندانهای یک دست سفیدش زیر نور چراغ برق می زد.– رسیدم که گواهینامه گرفتم..به گواهینامه داشتنش حتی شک داشتم. معلوم بود حتی سوییچ اتومبیل را هم از جیب بابا جانش بلند کرده است.به ریسکش نمی ارزید که بخواهم بدانم عرضه جیب بری از “باباجون” را هم داشته یا نه؟کف دستم را به قصد فاصله به بدنه ماشین چسباندم. ماشین های عقب صف کشیده بوق می زدند…

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 467

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • تنها
    29 مرداد 1402 | 16:48

    رمان بیشتر جنایی بود

  • رز
    18 تیر 1401 | 11:28

    خیلی خوب بود پیشنهاد میشه

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین