دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان لمس و حرارت pdf از زهرا همتی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    لمس و حرارت
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    زهرا همتی
  • صفحات
    786
خلاصه رمان

من کوروش راد سی سال داشتم و تا به این سن دلم برای هیچ دختری نلرزیده بود جز آتنا..


دختر خاله‌ی سر به هوا و سرکشم که از بچگی با هم توی همین خونه قد کشیده بودیم سه سال بود که منو پابند خودش کرده بود


تا با وجود مخالفت‌های سرسخت پدرم نسبت بهش احساس تعهد و علاقه داشته باشم..طوری که هیچ شبی رو نتونم بدون بودن با او صبح کنم..


شاید اگه توی محل کارم برای کسی تعریف میکردن که مهندس راد رییس شرکت بزرگ صادرات هر شب دزدکی از نردبون بالا می‌ره و خودشو توی اتاق دختر خاله‌ش میندازه تا با....

دانلود رمان لمس و حرارت pdf از زهرا همتی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان لمس و حرارت

من کوروش راد سی سال داشتم و تا به این سن دلم برای هیچ دختری نلرزیده بود جز آتنا..

دختر خاله‌ی سر به هوا و سرکشم که از بچگی با هم توی همین خونه قد کشیده بودیم سه سال بود که منو پابند خودش کرده بود

تا با وجود مخالفت‌های سرسخت پدرم نسبت بهش احساس تعهد و علاقه داشته باشم..طوری که هیچ شبی رو نتونم بدون بودن با او صبح کنم..

شاید اگه توی محل کارم برای کسی تعریف میکردن که مهندس راد رییس شرکت بزرگ صادرات هر شب دزدکی از نردبون بالا می‌ره و

خودشو توی اتاق دختر خاله‌ش میندازه تا با بوییدن عطر تنش خستگی در کنه، هیچوقت باورش نمی‌شد ..

اما بالاخره هر آدمی توی زندگیش یه نقطه ضعف داشت که بخاطرش روی بایدها و نبایدهاش پا بزاره..و نقطه ضعف من آتنا بود..

دختری که ظاهرش برخلاف معیارها و علایق من بود اما باز دل کندن ازش کار من نبود و خودم گاهی از این همه دست زیر گرفتن

جلوی یه دختر از خودم شاکی می‌شدم اما چه می‌کردم که دل همیشه خلاف قوانین و منطقت پیش می‌رفت..

 

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان زالو

دانلود رمان نهلان

بخشی از رمان:

قدم آخر رو با احتیاط برداشتم.همونطور که سیگار گوشه لبم بود و دکمه پیراهنم رو می‌بستم برگشتم سمت عقب.زیر لب به شانس بدم ناسزا گفتم و

دقیقا نمی‌دونستم باید شرمزده باشم یا نقاب بی‌تفاوتی روی صورتم بزنم و مثل چند بار دیگه که بابام مچم رو نیمه شب همین حوالی گرفته بود،از کنارش گذر کنم.

_ میگم چطوره فردا یه کارگر بگیم بیاد وسایلت رو جمع کنه کوچ کنی این ساختمون زحمتت میشه نصفه شبا عین دزد توی خونه می‌چرخی.

_ بیخیال بابا، بریم بخوابیم اومدم یه هوایی بخورم

_ اتاق دختر احمد مکان سیاحتیه و من نمی‌دونستم ؟

وردار اون کوفتی رو از لای لبت حداقل .

سیگار رو زمین انداختم و زیر پا له‌ کردم.

_سپیده نزده من با این احمد و زنش کار دارم..

می‌دونستم ته حرفش فقط یه تهدید پوشالیه..

فردا باز با دو کلوم حرف من خام می‌شد و یادش میرفت که باید آتیش یه دعوا رو توی این خونه که چند ساله آدماش کنارهم آرامش داشتن، روشن کنه..

روی تخت دراز کشیدم و زل زدم به سقف‌ دوباره یاد لحظه‌های خوبی افتادم که امشب با آتنا گذروندم و با دیدن بابام همش پرید.

 

قیمت46000

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.5 / 5. تعداد رای : 413

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Mah-shad
    22 فروردین 1404 | 18:02

    سلام من هزینه رو پرداخت کردم ولی فایلی برای دانلود برام نیومد

    • ادمین سایت مدیر سایت
      30 اردیبهشت 1405 | 21:48

      سلام پشتیبانی پیام بدید

  • Tata
    27 دی 1402 | 03:35

    سلام من هزینه کتاب وپرداخت کردم ولی چیزی نیومد

    • ادمین سایت مدیر سایت
      27 دی 1402 | 06:54

      سلام به پشتیبانی در واتساپ پیام بدید جهت دریافت فایل

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین