
داستان دربارهی دختری است که گذشتهای پر از سختی و رنج را پشت سر گذاشته و زندگیاش پر از فراز و نشیب بوده.او روزی عاشق میشود، اما سرنوشت او و عشقش را از هم جدا میکند. سالها بعد تقدیر دوباره آنها را روبهروی هم قرار میدهد، اما این بار پسر حضور دختر را انکار میکند؛انگار که هیچوقت عاشق او نبوده. اما چرا؟
دانلود رمان مرگ با آرزوی زندگی pdf از رضوان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان مرگ با آرزوی زندگی
داستان دربارهی دختری است که گذشتهای پر از سختی و رنج را پشت سر گذاشته و زندگیاش پر از فراز و نشیب بوده.
او روزی عاشق میشود، اما سرنوشت او و عشقش را از هم جدا میکند. سالها بعد
تقدیر دوباره آنها را روبهروی هم قرار میدهد، اما این بار پسر حضور دختر را انکار میکند؛
انگار که هیچوقت عاشق او نبوده. اما چرا؟
قسمتی از رمان
دندونامو از حرص بههم میفشردم. چقدر حقیر بودم من! برگشتم و متوجه شدم تو یکقدمی پشت سرم ایستاده بود.
سرمو بلند کردم و چشمام به نگاه خشمگینش افتاد. از جیبش چاقوی کوچیکی درآورد
قفلشو زد و جلوی صورتم گرفت. هر ثانیه نزدیکترش میکرد و من با عجز، تماشاگر این مرد بیرحم بودم.
چاقو به صورتم نشست. جیغ خفهای کشیدم و محکم چشمامو بستم.
یهو درد بدی توی بازوم پیچید. پسرهی روانی دستمو زخمی کرده بود.
خون از بازوم جاری شد و زخم میسوخت. بمیرم برا خودم… برای هیچکس مهم نیستم.
دلم گرفته بود. رفتم لب حوضچه نشستم و خون بازومو شستم، اما انگار قصد بند اومدن نداشت.
چارهای نبود؛ اجازه نداشتم زیاد بیرون بمونم. شالمو پاره کردم و محکم به بازوم بستم.
خون زیادی میاومد. خواستم بلند شم که زیر دلم تیر خفیفی کشید.
دستمو روی شکمم گذاشتم و زمزمه کردم: «نگران نباش عزیزم، مامانی خوبه.» تو فکر سبحان و بچهای بودم
که از وجودش توی شکمم بود. یعنی از این به بعد حتی نمیتونستم همسرمو ببینم؟
آخه چرا؟ خدایا… همهاش به خاطر یه عشق پوچ و قدیمی؟
رفتم تو اتاقکم، یه پتو و بالش برداشتم و تو حیاط انداختم. هه…
خانزادمون حتما میخواست دستور بده شب تو حیاط بخوابم. نمیدونست من عاشق خوابیدن زیر آسمونم.
دستم خیلی درد میکرد و نمیتونستم تکونش بدم. تو آشپزخونه نشسته بودم
که کلی ظرف آوردن و گفتن همهشو بشورم. – دستم زخمیه، نمیتونم.
– خب، باز کن دستتو یه لحظه. – میسوزه زخمم. – اینجا از این حرفا نداریم!
دستور، دستوره. بیتا خانوم گفته باید انجام بدی. بجنب، تا هممونو از نون خوردن ننداخته.
بیتا دیگه کیه؟ – نامزد شاهین خان. البته نامزد که نه… دوستشه.
قیمت46000



















