دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان مست از تو pdf از بنفشه و آرام
مشخصات رمان
  • نام رمان
    مست از تو
  • ژانر
    عاشقانه،روانشناسی،رئال،خانوادگی
  • نویسنده
    بنفشه و آرام
  • صفحات
    2037
خلاصه رمان

می‌گل فقط ۱۸ سالش بود که تصمیم گرفت ازدواج کنه و گام های بزرگتری به سمت آرزوهاش برداره.پسری که از نظر ظاهری و مالی چیزی کم نداشت و برد زندگی می‌گل به نظر می اومد‌…می‌گل اهل هیجان بود، پایه تجربه کردن چیز های جدید، پس وقتی اتاق مخفی همسرش رو میبینه نمیترسه…اما اینجا تازه شروع بازیه… بازی که سخت و سخت تر میشه و در نهایت.‌‌.. مهره های بازی… عوض میشه…

دانلود رمان مست از تو pdf از بنفشه و آرام

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،روانشناسی،رئال،خانوادگی

خلاصه رمان مست از تو

می‌گل فقط ۱۸ سالش بود که تصمیم گرفت ازدواج کنه و گام های بزرگتری به سمت آرزوهاش برداره.

پسری که از نظر ظاهری و مالی چیزی کم نداشت و برد زندگی می‌گل به نظر می اومد‌…

می‌گل اهل هیجان بود، پایه تجربه کردن چیز های جدید، پس وقتی اتاق مخفی همسرش رو میبینه نمیترسه…

اما اینجا تازه شروع بازیه… بازی که سخت و سخت تر میشه و در نهایت.‌‌.. مهره های بازی… عوض میشه…

قسمتی از رمان

گره بزرگی بین ابروهاش بود و گفت

– فکر میکردم عروسی توئه! چی شد؟ پس تو رو قرار بود بگیرن عروسشون بشی!

پوزخند زدم و گفتم

– توهم زدی!؟ چی میگی!؟

ایمان پوزخند زد و گفت

– تا اینجوری لباس میپوشی از چشم همه مثل مادرم افتادی!

انقدر که از حرفش تعجب کردم از دیدنش تعجب نکردم.

درسته لباسم باز بود اما لختی نبود. یه پیراهن بلند حریر و گیپور بود که بالا تنه اش گیپور یقه قایقی بود و دامنش حریر بلند.‌‌..

سر شونه هام پوشیده بود و فقط بازوهام و دستم لخت بود.

عملا لباسم از نصف دختر های مجلس پوشیده تر بود.

نگاه ایمان پر از تحقیر بود.

این نگاه و حرفش فوران خشمم رو شروع کرد و گفتم

– کور بودی قبلا ندیده بودی من چطوریم!؟! برای همین داشتی خودتو میکشتی جوابت رو بدم!؟

جا خورد اما زود گفت

– دست من باشی که خودم درستت میکنم

پوزخند زدم. برای خودم سالاد برداشتم و گفتم

– بابام جنازه ام رو هم دست تو نمیده! بفرمایید!

ایمان خندید . اومد همراهم و گفت

– جدا! برم بهش بگم دخترت با من بوده ببینیم چی میگه!؟

با حرص تو لیوان یخ ریختم و گفتم

– اولا که تا وقتی یه بار هم با کسی بیرون نرفتی زر نزن که باهاش بودی…

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 645

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین