
دانلود رمان موزه ی بی گناهی pdf از اورهان پاموک
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه،ترکی،خارجی،رعیتی
کمال مردی از خانوادهای اعیان نشین استانبول است که عاشق یکی از اقوام فقیر دورش به نام فسون میشود،
در حالیکه همزمان مراسم نامزدی کمال با دختری همرده خودش درجریان است.
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور
دانلود رمان مثل پیچک جلد دوم
دانلود رمان شدم دختر شیراز
قسمتی از رمان
خـوش ترين لحظـهی زندگی من
خوشــترين لحظــه زندگــی ام بــود و خــودم نمیدانســتم. امــا اگــر میفهمیــدم
تمــام زندگــی ام تغییــر نمیکــرد؟ آری اگــر میفهمیــدم کــه ديگــر هیچــگاه
اينقـدر خوشـبخت نخواهـم بـود، لـذت ايـن لحظـات را حـس نمیکـردم. آرامشـی
عمیــق و درونــی کــه شــايد تنهــا دقايقــی کوتــاه طــول کشــید و حــالا بــه نظــرم
ســاعتها، روزهــا و ســالها میرســند
مــردم بــا لباســهای هنــوز زمســتانی خیــس عــرق بودنــد. امــا مغازههــا، خانههــا و
زيــر درختــان شــاه بلــوط و زيرفــون خنــک بــود. خنکايــی از جنــس همــان تشــک
نمنــاك کــه مــا بــر آن چــون بچه هــای خوشــبخت ســرگرم نــوازش هــم بوديــم
و دنیــای اطــراف برايمــان معنــی نداشــت. از پنجــره ی آن آپارتمــان طبقــه دوم،
از روی تخــت حیــاط را میديديــم و بچه هــا کــه در گرمــای مــاه مــه فوتبــال
بــازی میکننــد و فحشــهای رکیــک میدهنــد. وقتــی متوجــه شــديم آنچــه آنــان
میگوينــد مــا موبــه مــو انجــام میدهیــم يــک لحظــه مکــث کرديــم و بعــد بــه هــم
لبخنــد زديــم. خوشــبختیمان آنقــدر عمیــق و آنچنــان بــزرگ بــود کــه ايــن طنــز
زندگــی را کــه از حیــاط پشــتی میرســید بــه ســرعت همــان گوشــواره…









