دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان میراث هوس pdf از مهین عبدی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    میراث هوس
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهین عبدی
  • صفحات
    786
خلاصه رمان
فریبا در زندگی مشترکش با فرید دچار شکست شده است. او پس از سال ها هنوز هم در گذشته زندگی می کند. با اینکه دکتری روان پزشک است اما نمی تواند کمکی به خودش بکند. روزی در پارک با مردی آشنا می شود که او را با کسی به اسم نازی اشتباه می گیرد. برخوردی دیگر با آن مرد ناشناس باعث می شود فریبا با دنیای ارواح و شیاطین آشنا شود و به دنبال راه حل مسائل ذهنش برود. او در این راه با آدم های زیادی مواجه می شود و س

دانلود رمان میراث هوس pdf از مهین عبدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان میراث هوس

صمیمم را گرفته بودم! پشتش ایستادم و دستانم دور سینه‌های برجسته و عضلانیِ مردانه‌اش قلاب شد.

انگشتانم سینه‌هایش را لمس کردند و یک طرف صورتم را میان دو کتفش گذاشتم!

بازی را شروع کرده بودم!

خیلی وقت پیش!

از همان موقع که فهمیدم این پسر با کسی رابطه داشته که…!

باورش نداشتم این حقیقت تلخ را اما…

حالا من هم مثل خودشان بازی می‌کردم!

-فکر نمی‌کردم رابطه با تو انقدر از نزدیک جذاب باشه! انقدر نزدیک و دور از اون تماسای تصویری و چت‌هامون!

تکانی خورد و دست روی دست‌هایم گذاشت

قسمتی از رمان

سرم را با انزجار کنار کشیدم و لب گزیدم حالا چطور میخواستم با فرزین در شرکت سر کنم؟

شرکتی که هیچ به شرکت سابق شباهت نداشت. حتی سر نچرخاندم تا نگاهش کنم

فقط با تمام نفرتی که در وجودم سراغ داشتم کلمات را ادا کردم اما چه ادا کردنی

وقتی روحیه ام تضعیف شده بود. بهتره بی سروصدا از این شرکت بری! این جوری خیلی بنفعته

تا اینکه روزی به طور دیگه ای از اینجا پرتت کنم بیرون. نفسش را ریلکس در گوشم رها کرد

گوشی که از زیر شالم بیرون افتاده و با نفس فرزین مور مورش شده بود…

بنفع کی دقیقا ؟ من یا تو؟ یا شایدم هر دومون؟ خودتم خوب میدونی اونی که موضعش تو خطره تویی نه من ها سایه؟

عصبی و خسته خودم را کنار کشیده و نگاهش کردم صورتش صورت یک برنده بود انگاری لذت میبرد از حال و روز من…

آب از سر من گذشته. فرزین نبودم و این شرکت شده لونه زنبور اما حالا که برگشتم

همه چی رو درست میکنم حتی اگه بخوای چوب لای چرخم بذاری. گوشی ام مجدد زنگ خورد و

من دلم شور میزد! فرزین از آنجایی که نزدیک به میز بود نگاهی به صفحه گوشی ام انداخت

ثانیه ای بعد گردن صاف کرد و در چشمانم زل زد و کنج لبش را به حالت پوزخند بالا داد.

زیاد منتظرش نذار احتمالا اونم مثل من از جذابیتای تو زیادی خوشش اومده.

تیز نگاهش کردم و غریدم، همه مثل تو دنبال سوء استفاده نیستن …

 

قیمت48000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.1 / 5. تعداد رای : 468

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین