
ناردانه سعی در پیوند دادن رابطه ای است اما دست سرنوشت خود او را نیز درگیر این رابطه می کند...
دانلود رمان ناردانه pdf از راز_س
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
ناردانه سعی در پیوند دادن رابطه ای است اما دست سرنوشت خود او را نیز درگیر این رابطه می کند…
قسمتی از رمان
خاتون بقچه ی ترمه ی سرمه دوزی اش را باز کرده و سرویس سیسیمونی کار دستش؛ برای نوه هایش را اطرافش پهن کرده بود
از میانشان پیراهن کوچک دخترانه ی قرمز رنگ را برداشتم و مقابل صورتم بلند کردم و قربان صدقه ی کوچکی اش .
رفتم خاتون با حسرت :گفت مینا حسرت به دلم میزاره بالاخره این و تن بچه اش نمی کنه.
دلم برای لباس کودکانه رفت اما خوب می دانستم سرنوشت بازی اش را برای زندگی من به پایان برده است.
خاتون را میان آرزوهایش برای نوه هایی که شاید در راه می بود تنها گذاشتم و به سراغ مریم رفتم.
سبد میوه های شسته شده را روی میز گذاشته بود و در حال چیدن میوه ها در ظرف میوه خوری آبی رنگ لبخندی به رویم
پاشید به کنارش رفته و پشت میز نشستم دستانم را روی میز به هم تکیه زدم و چانه ام را میانشان قرار دادم
خیارهای شسته شده را دستمال کشید و ظریف ترینشان را به سویم گرفت. گازی به خیار تازه زدم و بوی خوش آن را به مشام کشیدم
زمزمه زد باز این دختره پیداش نیست معلوم نیست کجا رفته. پاشو یه زنگ بزن ببین کجا موند؟
بلند شدم و به سمت تلفن خوش تراش چوبی و طلایی خاتون که روی میز برنز گوشه ی سالن قرار داشت .
رفتم شماره گرفتم و در پاسخ زن جوانی از خاموش بودن تلفن خبر داد صدایم را بالا بردم خاموشه
خاتون از اتاقش بیرون آمد این دختر من و دق میده به مریم نزدیک شد: این خط این نشون اینا رو هم فراری میده
خندیدم و دست دور گردنش انداختم غصه نخور خاتونم.
دست نوازش بر سرم :کشید این و که شوهر بدم باید تو رو راهی کنم.
قیمت41000



















