دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نقص pdf از آسنات
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نقص
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آسنات
  • صفحات
    2345
خلاصه رمان
بهش گفتم این با عشق فرق داره.من عاشقت نیستم.!من معتقدم به تو...که آدم توی این دنیای هچل هف باید لااقل به یک چیزی معتقد باشه...یک تعلق دست آویز امید...
تو مثل احیای بعد از مرگی.که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد...بشه دوباره شروع کرد...گفتم تو حتی خیالت؛ حتی تصور حضورت توی این دنیا هم معجزه میکنه.یک آدم بهم نشون بده که ایمان نیاره به معجزه.من ایمان دارم به تو!

دانلود رمان نقص pdf از آسنات

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان نقص

بهش گفتم این با عشق فرق داره.
من عاشقت نیستم.!
من معتقدم به تو…
که آدم توی این دنیای هچل هف باید لااقل به یک چیزی معتقد باشه…
یک تعلق
دست آویز
امید…
تو مثل احیای بعد از مرگی.
که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد…
بشه دوباره شروع کرد…
گفتم تو حتی خیالت؛ حتی تصور حضورت توی این دنیا هم معجزه میکنه.
یک آدم بهم نشون بده که ایمان نیاره به معجزه.
من ایمان دارم به تو!

قسمتی از رمان

من تمام حرف های دلم رو، تمام غصه ها و رنج هام رو، تمام هیجانات و احساساتم رو با ایلیا در میون میذاشتم و اون گوش شنوای من بود، بعد از حرف زدن با اون سبک میشدم انگار، راحت میشدم. ايليا فقط پسردایی من نبود، بهترین دوست و همراه همیشگی من بود. کسی که بیشتر از چشم هام بهش اعتماد داشتم و دارم. با وجودش مشکلات رو برام حل می کرد و هرگز نمیذاشت معنای ” درد ” رو درک کنم. با دلگيريم دلگير ميشد، با شادیم شاد بود،

پا به پام گریه می کرد و تلاش می کرد حالم روخوب کنه. وقتی عصبی بودم و حوصله ی خودم رو هم نداشتم، اون با حوصله باهام حرف میزد و حتی اگه عصبانیتم رو سرش آوار می کردم سکوت می کرد تا آروم شم. هرگز از تک فرزند بودن شکایت نکردم چون ایلیا هیچ وقت اجازه نداد احساس تنهایی یا کمبود کنم. حتی وقتایی که از دستم ناراحت یا عصبی بود بازهم با ملایمت باهام رفتار می کرد و مهربون بود. بی اندازه دوستش دارم و می

دونم این حس متقابله. لبخندی به روم میپاشه و فشار خفیفی به دستم وارد میکنه کیه این آقای خوش شانس که خواهر کوچولوی منو نشون کرده؟ از اون موقع که مغز خر خورده بود چیشد الان شد خوش شانس؟ _خب همین که عقل نداره و نمی فهمه ما تورو بهش انداختیم، نشون دهنده ی خوش شانسیشه دیگه. این بار با هم می خندیم. -بیا و ببین چجوری دل و دینشو باخته، از خداشه من یه گوشه چشم بهش نشون بدم . لبش رو با حالت بامزه ای گاز می گیره و…

 

قیمت51000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 459

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین