دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نیلوفر آلپ pdf از مهرسار و حانیه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نیلوفر آلپ
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،ازدواج اجباری،همخونه ایچ
  • نویسنده
    مهرسار و حانیه
  • صفحات
    984
خلاصه رمان
نیلوفر دختری از تبار غم گوشه ای از این شهر بزرگ با سختی های زندگی دست و پنجه نرم میکنه تا میون باتلاق کثافت هایی که روز به روز جامعه رو فرا میگیره فرو نره، انصافا هم تاحالا خوب موفق بوده اما یه بازیگوشی و کنجکاوی کوچیک که برای خیلی ها عادیه کار دستش میده و سرنوشت جدیدی براش رقم میخوره که برای نیلوفر اون یه فاجعه اس

دانلود رمان نیلوفر آلپ pdf از مهرسار و حانیه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،ازدواج اجباری،همخونه ای

خلاصه رمان نیلوفر آلپ

نیلوفر دختری از تبار غم گوشه ای از این شهر بزرگ با سختی های زندگی دست و پنجه نرم میکنه

تا میون باتلاق کثافت هایی که روز به روز جامعه رو فرا میگیره فرو نره، انصافا هم تاحالا خوب موفق بوده

اما یه بازیگوشی و کنجکاوی کوچیک که برای خیلی ها عادیه کار دستش میده و سرنوشت جدیدی

براش رقم میخوره که برای نیلوفر اون یه فاجعه اس…

قسمتی از رمان

مغزم گرومپ گرومپ صدا میداد، صدای آهنگ نامفهومی انگار از فاصله دور به گوشم

میرسید زیر دلم ذُق ذُق میکرد و کمرم انگار خرد شده بود سرو گردنم بد افتاده بود به

خودم تکونی دادم سعی کردم بشینم و لای پلکای بهم چسبیده ام رو باز کنم چندباری

پلک زدم تا دید تارم واضح بشه و متوجه شدم نشسته خوابم برده اما چرا انقدر

سردمه؟روی زمین نشسته خوابم برده؟امکان نداره من این مدلی خوابم ببره تا تو رخت

خواب دراز نکشم و پتو رو نکشم روی سرم خوابم نمیبره یعنی انقدر خسته بودم؟

به سقف کوتاه و کوچیک بالای سرم ستون ها و شیشه ها نگاه کردم تو ماشین خوابم

برده؟ماشین کی؟باصدای خرناسه بلندی هوشیارتر شدم و ترسیده سرمو به سمت منبع

صدا چرخوندم،با چشمای وق زده نگاهم میخ مرد برهنه کنارم بود حتی نفس نمیکشیدم،با

تکون ریزی که خورد از جا پریدم دلم تیر کشید و روان شدن چیزی رو از بین پاهام حس

کردم با حس سرمای پوست دون دون شده شکمم زیر دستم هین بلندی کشیدم و هاج و

واج به خودم نگاه کردم چشمام کم مونده بود از حدقه بیرون بزنه، دستمو به سرم گرفتم

بدون اینکه بغض کنم چشمه اشکم جوشید و صورتم خیس شد با تکون مجدد مرد وقتی

که به سمتم حایل شد خودمو از روی صندلی جلو کشیدم تا دستش بهم برخورد نکنه..

 

 

قیمت47000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 382

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین