دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نیم تاج pdf از مونسا.ه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نیم تاج
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی،خونبسی،معمایی
  • نویسنده
    مونسا.ه
  • صفحات
    2679
خلاصه رمان

بی گناه اسیر شدم... اسیر مردی خشن و زخم خورده...برای اینکه آتش انتقامش را سرد کنم و بی گناهی ام را اثبات... پابه خانه اش گذاشتم...خانه ای که زندان شد برایم... نه تنها زندان روحم... زندان قلبم...غنچه سیاوشی،دختر آروم و دلربایی که متهم به قتل جانا خواهرزاده‌ی جهان جواهری تاجر بزرگ تهران و مردی پرصلابت می‌شه،حکم غنچه اعدامه و اما جهان، تنها کس جانا... رضایت می‌ده فقط به نیت اینکه خودش ذره ذره نفس غنچه‌رو بِبُره!اما نمی‌فهمه که کِی و کجا، دلش برای غنچه سُر می‌خوره..

دانلود رمان نیم تاج pdf از مونسا.ه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،انتقامی،خونبسی،معمایی

خلاصه رمان نیم تاج

بی گناه اسیر شدم… اسیر مردی خشن و زخم خورده…

برای اینکه آتش انتقامش را سرد کنم و بی گناهی ام را اثبات… پابه خانه اش گذاشتم…

خانه ای که زندان شد برایم… نه تنها زندان روحم… زندان قلبم…

غنچه سیاوشی،دختر آروم و دلربایی که متهم به قتل جانا

خواهرزاده‌ی جهان جواهری تاجر بزرگ تهران و مردی پرصلابت می‌شه،

حکم غنچه اعدامه و اما جهان، تنها کس جانا… رضایت می‌ده

فقط به نیت اینکه خودش ذره ذره نفس غنچه‌رو بِبُره!

اما نمی‌فهمه که کِی و کجا، دلش برای غنچه سُر می‌خوره..

قسمتی از رمان

قدم اول را برداشتم…

میخواستم گریه کنم،فریاد بزنم…

اما انگار اشک هایم همراه با صدایم درون هنجره ام خشک شده بود!

حصار دستبند فلزی دور مچ های ظریفم انگار هر لحظه تنگ تر و رسد تر یم شد!

قدم دوم را برداشتم…

پاهایم میلرزید!.

لب گزیدم…نمیخواستم برم…

نباید میرفتم…

دستی به گرمای افتاب مرداد ماه از پشت روی کمرم نشست؛ به جلو هلم داده و

بیرحمانه گفت
:
_سریعتر!

رمان نیم تاج مونسا.ه

 سرم را پایین گرفتم و این پایان من بود؟

باد سردی که وزید ،چادر سفید روی رسم را به نرمی روی شانه هایم انداخت!

صدای جیرجیر پله های چوبی زیر پاهایم با صدای ضجه های زن و ناله های مردی

ترکیب شده بود!

سری بلند کردم کردم و این دیگر اخرش بود!

طناب دار با ریتم منظم مقابل چشم هایم چرخید و به یکباره ایستاد!

به ارامی پلک زدم و درست وسط ان حلقه طناب یک جفت چشم خشمگین

نگاهم میکرد…

با جیغ بلندی از خواب پریدم و چراغ اتاقم روشن شد!

حاج بابا با صورت ترسیده و نگران وارد اتاق شد و گفت..

 

قیمت 46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 773

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین