دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان چشم های وحشی pdf از شاذه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    چشم های وحشی
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    شاذه
  • صفحات
    90
لینک های دانلود

دانلود رمان چشم های وحشی pdf از شاذه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان چشم های وحشی

ما در یک ساختمان قدیمی سه طبقه زندگی میکنیم .شاید هم دوطبقه بستگی داره همکف را جزوی از  طبقات حساب کنید یا نه …

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان آغوش آتش

دانلود رمان ماهلین

بخشی از رمان

ذهنم تازه مشغول پردازش دیدههایش می.شود این مرد کی بود؟ چه قیافه ی عجیبی هم داشت. البته شاید زیر نور ماه و نور کم چراغ کوچه درست ندیده باشم،

ولی شک ندارم چشمهای روشن موربی .داشت بله چشمهای وحشی مورب همان که عاشقش هستم ولی عاشق این یکی !

نشدم بیشتر شبیه خلافکارها بود تا یک جنتلمن جذاب شانس که نداریم این هم از همسایه ی جدیدمان واقعاً دزد بود یا همسایه؟

با آن قیافه ی خطرناکش ترجیح میدهم همسایه باشد تا فکر کنم یک مهاجم توی بالکن خانه است. شاید هم نور کم قیافه اش را ترسناک کرده .

باشد جداً امیدوارم فردا صبح با یک همسایه ی خوش قیافه روبرو بشوم اوه نه او مرا با لباس خانه دیده است و ترجیح می دهم

فعلاً با او روبرو نشوم. اصلاً از کجا معلوم مجرد باشد که تو اینقدر برای خودت خیالپردازی میکنی؟!

شاید زن دارد. اوه بله زن دارد و چون زنش از بوی سیگار خوشش نمی آید آمده توی بالکن تا سیگاری بکشد

.بله… شاید زنش باردار است اوه چه هیجان انگیز وقتی زنش را دیدم می پرسم نااااازی… چند ماهه این؟

و او با مهربانی لبخند میزند و میگوید… خب مثلاً می گوید پنج ماه. نه پنج ماه خیلی کم !است هنوز کلی مانده تا بچه به دنیا .

بیاید چطور است هفت هشت ماهه باشد؟ آن وقت اسباب کشی کرده است؟ خب لابد چاره ای نداشته اند.

البته جای نگرانی نیست شوهر مهربانش همه ی کارها را خودش کرده .است الان هم بنده ی خدا آمده خسته بود بود سیگار بکشد.

آن وقت تو مثل یک موش ترسو فرار کردی هی وایسا فرار نمی کردم چکار میکردم؟

نکند انتظار داشتی با آن سر و وضع بایستم با مرد همسایه گپ بزنم!!!

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.9 / 5. تعداد رای : 17

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین