دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان چیدا pdf از اسکندری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    چیدا
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    اسکندری
  • صفحات
    2865
خلاصه رمان

چیدا در پنج‌ سالگی مادرش را از دست داد و از همان روز، یتیمی در جانش لانه کرد حالا در نوزده‌ سالگی، درست زمانی که عشق عمو زاده‌اش سراسر وجودش را پر کرده حقیقتی تلخ برملا می‌شود؛ مرگ مادر نتیجه‌ی خیانت پدر بوده است.اما هنوز از این کابوس بیرون نیامده که با خیانت نامزدش هم روبه‌رو می‌شود …

دانلود رمان چیدا pdf از اسکندری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان چیدا

چیدا در پنج‌ سالگی مادرش را از دست داد و از همان روز، یتیمی در جانش لانه کرد.

حالا در نوزده‌ سالگی، درست زمانی که عشق عمو زاده‌اش سراسر وجودش را پر کرده

حقیقتی تلخ برملا می‌شود؛ مرگ مادر نتیجه‌ی خیانت پدر بوده است.

اما هنوز از این کابوس بیرون نیامده که با خیانت نامزدش هم روبه‌رو می‌شود …

قسمتی از رمان

در اتاق باز می‌شود تیارا وارد می‌شود! حرفی نمی‌زند اما می‌دانم منتظر است..!

-خان جون بود. -اتفاقی افتاده؟! -خواسته برم تهران… -میری!؟ -میرم! فردا..! -به هیمن خبر میدی! -خبر میدم!

-میرم چای دم کنم تا تو تماس بگیری آماده‌اس! پلک می‌بندم بعد رفتن تیارا با هیمن تماس می‌گیرم!

-جانم چیدا!؟ -هيمن من فردا میرم تهران! -تنها! -تنها! میرم خونه‌ی آقاجون! -می‌خوای..

می‌خوای باهات بیام اگه تنها دوست نداری یا راحت نیستی؟! راحت نیستم؟!

از کی در خانه‌ی خودم احساس راحتی نمی‌کردم!؟ -نه هيمن جان راحتم!

فکر می‌کنم بد هم نباشه! خان جون و آقا جون دلتنگن! خان جون زنگ زد ازم خواست که برم!

آن‌ها دلتنگ بودن!؟ یا شایدم خودم دلتنگم اما از این واقعیت فراریم..؟؟

او هم می‌داند اما با من و دلم و افکارم راه می‌آید خود را به آن کوچه‌ی معروف می‌زند و

کلیشه‌ای ترین حرف در این مواقع را بهتر می‌داند برای پیشنهاد..!

بعضی وقتا فکر می‌کنم چنان حصاری دور خودم کشیدم که نزدیکترین افراد زندگیم هم سعی می‌کنن

پا از آن ور این حصار به طرف دیگرش نگذارند! شایدم از وقتی که من اعتمادم را نسبت به عزیزترین‌هایم

در بدترین روزها از دست دادم. -کار خوبی می‌کنی عزیزم به هر حال نوه‌اشونی دلتنگت می‌شن..!

بلیط بگیرم با هواپیما میری؟! -نه خودم جورش می‌کنم تو زحمت نکش!

-نشنوم دیگه چیدا! کی تا حالا تعارف داریم ما با هم؟! -تعارف نیست نمی‌خوام..

اجازه نمی‌دهد.. -تو نمی‌خواد که نخوایی اکی می‌کنم! با پرواز بری اذیت نشی!

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 543

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین