دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان کمی تاریک تر pdf از فرزانه صفایی فرد
مشخصات رمان
  • نام رمان
    کمی تاریک تر
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    فرزانه صفایی فرد (Allium - دنیا)
  • صفحات
    1430
لینک های دانلود

دانلود رمان کمی تاریک تر pdf از فرزانه صفایی فرد 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان کمی تاریک تر

این رمان قصه ی یک انتخاب است. انتخابی در ظاهر منطقی و عاقلانه که به پشیمانی می انجامد.

افرا دختری که پا به پای پدر برای تامین مخارج زندگیِ خانواده اش تلاش می کند. در روزهای دانشگاه با پسری به نام آزاد آشنا می شود

که فرهنگی کاملا متفاوت با او و خانواده اش دارد. پسری که شیفته ی چشمان اوست و به او ابراز علاقه می کند.

علاقه ای که از جانب افرا پذیرفتنی نیست و …

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان شدم دختر شیراز

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

قسمتی از رمان

افرا و آزاد” ناشی از انتظاری که به ثمر نمی نشست منتظر پیامی از جانب با اخم های در هم راحله گوشی ام را بالا و پایین می کردم

که فنجان سفید رنگ و لبریز از مایعی از خانواده ی قهوه ها شاید، بی هوا و از پشت سر، مقابل صورتم قرار گرفت. سیخ شده به پشتی

صندلی چسبیدم. آنقدر یک دفعه ای اتفاق افتاد که گیج و گم تنها نگاهم خیره ی لبخند قهوه ای رنگ نشسته بر کف های سفید و کرم رنگ روی فنجان باقی مانده بود.

می خواستم بگویم اشتباه شده من هنوز سفارش نداده ام اما قبل از آنکه دهان باز کنم صدایی در حد زمزمه از جایی حوالی گوشم،

خودش را به سلول های شنوایی ام چسباند: نوش جان بلافاصله فنجان روی میز گذاشته و سایه از بالای سرم جابه جا شد.

رمان کمی تاریک تر فرزانه صفایی فرد

همانطور نشسته سر چرخاندم و تا آمدم دهانم را باز کنم با دیدنش دهانم کامل بسته شد. نه دوخته شد. نه اصل زبانم از ته چیده شد.

هتم سرحالش آورده بود انگار که این چنین لبخندش عمق می گرفت.

از ته دل راحله ی نامرد آدم فروش را لعنت کردم و خواستم بلند شوم که او سریع تر از من صندلی کناری ام را بیرون کشید و

نشست و بعد هم عامدانه طوری پایش را می من گذاشت که نتوانم بلند شوم. و اینبار خودم را برای نشستن روی پایه ی

صندل کنار دیوار لعنت کردم. اخماشو… همانطور خیره در نگاهم که اخم هایم دم به دم پر رنگ تر می شد به فنجان اشاره کرد و ادامه داد:

 از این یاد بگیر! بی اراده نگاهم به سمت لبخند روی فنجان و دانه های سیاهرنگ..

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.2 / 5. تعداد رای : 6

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین