دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود فایل رایگان اسموتی با طعم مرگ pdf 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    اسموتی با طعم مرگ
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    نیلوفر قنبری
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    1829
لینک های دانلود
دانلود فایل رایگان اسموتی با طعم مرگ pdf 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

توسط:نیلوفر قنبری

ژانر رمان: عاشقانه

چکیده ای از رمان اسموتی با طعم مرگ

رفتم. دلم نمی خواست بمیرم. راستش کم آوردم. دو ماه شکنجه کرد منو. شناسنامه و کارت ملیم رو

ازم گرفت. چند بار خواستم خودکشی کنم ولی نذاشت و بعدش باز منو زد.

هفت ساله که دارم تو این نکبت دست و پا میزنم.

دیگه خسته شدم…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان بیوه برادرم

دانلود رمان خون بس

بخشی از رمان

علیرضا به سرعت از اتومبیل پیاده می شود و سر توی جوی بزرگ کرده و استفراغ میکند. تمام تصاویر مرگ

فرشاد جلوی چشمانش جلو و عقب میرود. وقتی سلانه سلانه  داخل اتومبیلش برمیگردد تازه

میفهمد با یک جانی سر و کار دارد که کینه و تنفرش از اینجا تا ثریا وسعت دارد.

– تف تو روحت. اشغال. این چی بود من دیدم خدا. به ساعت مچیاش نگاهی میاندازد و استارت میزند.

در حالیکه فرمان را میچرخاند شماره ی روشنا را میگیرد روشنا که میگوید الو نفسی راحت میکشد. یک مو از

سر آن زیباروی دوست داشتنی کم بشود خودش را تا قیام قیامت نخواهد بخشید.

– الو؟ کجایی؟

– من خونه ام. چطور؟

– هیچی. لطفا از خونه بیرون نرو. صبح میام دنبالت.

– باشه.

دانلود رمان اسموتی با طعم مرگ نیلوفر قنبری

تلفن را قطع کرده توی جیبش میاندازد و سرعتش را زیاد میکند تا زودتر به خانه برسد.

معین با یکچشم باز و یک پلک بسته یک وری به فیلم نگاه میکند.

علیرضا خنده اش گرفته.

– الان مثال نمیبینی هیچی؟معین ادای اوق زدن درمی آورد و فیلم را قطع میکند.

– وای حالم بد شد. خیلی روانیه.

علیرضا مربای بالنگ را روی نان تست میمالد. – شکنجه های قرون وسطایی هم اینقدر وحشتناک  نبودن.

– اره به خدا. باید هر چه زودتر بگیریمش تا قتل بعدی اتفاق نیفتاد

– امروز دوباره میرم اون محله. اول باید ببینم موتورش رو از کجا خریده. بعدم بگردم ببینم این جعبه از کدوم مغازه رفته بیرون.

– اصال این فیلمو واسه چی برای تو فرستاده؟

در مرض داشتنش که شکی نیست ولی واقعا نمیفهمم چجوری منو میشناسه؟ اسممو از کجا

میدونه؟ خیر سرم پلیس مخفیم. گندت بزنن.  پس با این حساب به جای این که تو دنبال قاتل باشی،اون دنبال توئه.

– دقیقا. واسه همین فردا باید یکی دیگه به جای من بره دنبال موتورفروشی ها.  – یکیو میذارم واسه این کار.

– تو رو خدا مثل سعیدی نباشه فقط. یکی میخوام÷ پشت سرش هم چشم داشته باشه

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.3 / 5. تعداد رای : 10

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین