دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دختر خوانده pdf از محدثه-ا
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دختر خوانده
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    محدثه-ا
  • صفحات
    515
خلاصه رمان

سیندوخت،به جای بدهی باباش به یه مرد سرد و خشن فروخته میشه که اونو به عنوان دختر خوانده خودش معرفی میکنه اما...

دانلود رمان دختر خوانده pdf از محدثه-ا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان دختر خوانده

سیندوخت،به جای بدهی باباش به یه مرد سرد و خشن فروخته میشه که اونو به عنوان دختر خوانده خودش معرفی میکنه اما….

قسمتی از متن رمان

آشپزخونه سمت چپ هست و سمت راست حال و پذیرایی سه تا اتاق خواب و سرویس بهداشتی هم رو به رو هستن یکی اتاق من یکی مال مامان اینا یکی مال زهیر داداشم دکوراسیون خونه به سلیقه مامان ساده ولی شیک هستن با صدای بلند سلام میکنم و میرم تا لباس عوض کنم. منتظر جواب سلامم نموندم و راهی اتاق شدم روبه روی درب اتاق یه آیه ی قرانی زدم که اول از همه به چشم میاد، سمت راست کتابخونه کوچیکی هست که زیرش میز کامپیوترم هست کنارش آینه قدی نصب، رو به رو تخت خوابم هست سمت چپ کنار پنجره درب حمام توی هر سه اتاق حمام هست ولی دستشویی ،بیرون رنگ اتاقم صورتی هست

بعد از عوض کردن لباسام با یه پیراهن آستین حلقه ای و شلوارک تا زیر زانو رفتم دست و صورتم رو بشورم
توی آینه نگاهی به خودم انداختم دختری با موهای خرمایی و نیمه فر تا بالای ،کمر چشمانی عسلی و ابروانی کمانی دماغی متوسط و لب هام متوسط هست موقع خندیدن سمت راست لپم چال میوفته قدم ۱۷۰ هست، وزنم ۶۰ کیلو بخاطر کلاس تکواندو که میرم هيكلم ورزشکاری هست یه داداش دارم به اسم زهیر که ۲۰ سالش هست بابا سهیلم۵۰س الش و مامان سهیلا ۴۵ سال یهویی به خودم اومدم دیدم یه ساعت زل زدم به آینه زود کارم رو انجام دادم و خارج شدم از روز اول دانشگاه تا الان یه ماهی گذشته کم کم نزدیک امتحانات میان ترم هستیم

و مشغول درس خوندن امروز امتحان عملی داشتیم باید میرفتیم سایت توی راه رو مشغول دویدن بودم دیرم شده بود چون فاطمه بیشعور نموند منتظرم زودتر اومده بود دانشگاه همین طور که در حال دویدن بودم با یکی برخورد کردم و هر دو روی زمین افتادیم اخ کمرم اخ سرم نمیدونستم دستم روی کمرم بزارم یا سرم مشغول فوش دادن به طرف هم شدم وقتی صدایی نشنیدم سرم رو بلند کرد چیزی بگم که بادیدن صحنه ی رو به روم خشکم زد اون طرف هم همین طور با دهن باز داشت من رو نگاه میکرد یا خدا چجور امکان داره؟ مگه میشه از شک خارج شدم و با صدایی که تعجب توش موج میزد گفتم تو… تو چرا اینقد شبیه من هستی؟ اون دختر هم بلاخره از شک خارج شد…

 

قیمت46000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 530

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین