دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان در مسیر نور دنبالت می آیم pdf از مهربانو
مشخصات رمان
  • نام رمان
    در مسیر نور دنبالت می آیم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهربانو
  • صفحات
    711
خلاصه رمان

چند سال قبل، نارین با انتخاب عطا به عنوان همسر، از خانواده ی بزرگ طلوعیان رانده میشود...حال به تنهایی بار زندگی را به دوش میکشد...


دانلود رمان در مسیر نور دنبالت می آیم pdf از مهربانو 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF   

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان در مسیر نور دنبالت می آیم 

چند سال قبل، نارین با انتخاب عطا به عنوان همسر، از خانواده ی بزرگ طلوعیان رانده میشود…حال به تنهایی بار زندگی را به دوش میکشد…

قسمتی از متن رمان

پهلو به پهلو می شوم. گوشی ام را از زیر بالشت بیرون می کشم. اسم صبا روشن و خاموش می شود. نیم خیز می شوم و لیوان آب را برمی دارم و گلویی تر میکنم. تماس قطع می شود و خودم شماره اش را می گیرم. با اولین بوق صدای پر انرژی می پیچد و کمی گوشی را از گوشم فاصله می دهم: کجایی ناری؟ سلام. می خندد: همیشه بی شعور بودنم رو به روم میاریا؟! دراز میکشم و لبخند کوچکی روی لبم می نشیند. دستی برای عکس عطا تکان می دهم و بوسی برایش میفرستم: _ نه بابا. من عادت ندارم سلام نکنم!

تو هر بار به خودت میگیری! _ بله ماهم چند صباحی با آقایی مثل عطا زیر یه سقف می بودیم اینجوری می شدیم. خدا قسمت کنه! اینبار بیشتر لبم کش می آید. همه می دانستند عطا چقدر آقاست و این جریان خونم را بیشتر می کرد و ضربان قلبم بالا می رفت. اگه گفتی امروز تولد کیه؟ لب کج میکنم و شانه بالا می اندازم: نه تولد کیه؟ تولد افروز. سیا براش تولد گرفته! ای خدا! نگو منم باید بیام؟ پر صدا می خندد: اتفاقا سیا دعوتت کرده. گفت شمارتو نداره من بهت زنگ بزنم. اصلا فکرشم نکن نیای… افروز یه

مو رو کله ات نمیذاره! مینالم و نگاهی به ساعت می اندازم. نهار نخورده ام و طاها با حال بدی رفت و عماد تمام روزم را خراب کرده بود. تازه کادو هم نخریده بودم. _ الو ..هستی؟ یا تو خیالی؟ – صبا کادو چی بگیرم؟ یه چی بگیر بابا! افروز زیاد کادو براش مهم نیست بیای خوشحال میشه! بلند می شوم: _ یه کاریش میکنم! صدایش انرژی می گیرد: افروز عاشق کتاب. به عماد بگو یه کتاب شعر برات بیاره کادو پیچش کن و تمام! حتی اسم عماد، آشوب به جانم می ریزد چه برسد اینکه مثل قبل تر ها ازش کاری بخواهم و…

 

 

قیمت49000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 622

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین