دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دلدادگی شیطان pdf از شیرین نورنژاد نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دلدادگی شیطان
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    شیرین نورنژاد
  • صفحات
    3270
خلاصه رمان
رُهام، مردی با چهره‌ای افسونگر و قلبی سنگی، هیچ‌چیز برایش دست‌نیافتنی نیست. هر چه را بخواهد، به چنگ می‌آورد—حتی اگر ممنوعه باشد، حتی اگر گناه باشد! اما این‌بار، بازی خطرناک‌تری را آغاز کرده؛ وقتی دل به دختری می‌بازد که به نامزدِ صمیمی‌ترین دوستش تعلق دارد. وسوسه‌ای که آرامش را از او می‌رباید، مرزهای رفاقت و خیانت را درهم می‌شکند. او برای رسیدن به این دختر ممنوعه، از هیچ چیز دریغ نمی‌کند… تا شبی که سرنوشت، گرهی غیرقابل‌بازگشت در زندگی‌شان می‌زند.

دانلود رمان دلدادگی شیطان pdf از شیرین نورنژاد نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دلدادگی شیطان

رُهام، مردی با چهره‌ای افسونگر و قلبی سنگی، هیچ‌چیز برایش دست‌نیافتنی نیست. هر چه را بخواهد، به چنگ می‌آورد—حتی اگر ممنوعه باشد، حتی اگر گناه باشد! اما این‌بار، بازی خطرناک‌تری را آغاز کرده؛ وقتی دل به دختری می‌بازد که به نامزدِ صمیمی‌ترین دوستش تعلق دارد. وسوسه‌ای که آرامش را از او می‌رباید، مرزهای رفاقت و خیانت را درهم می‌شکند. او برای رسیدن به این دختر ممنوعه، از هیچ چیز دریغ نمی‌کند… تا شبی که سرنوشت، گرهی غیرقابل‌بازگشت در زندگی‌شان می‌زند.

قسمتی از رمان

در حینی که صندلی را عقب میکشد، میگوید تو چرا زحمت کشیدی؟؟ بیدارم میکردی برات صبحونه آماده میکردم و دست خودش نیست که صدایش گرفته است. این یکی به خاطر گلوی خراشیده اش است. رهام نگاهش را عمیق به دخترک میدهد. حالِ رُز صورتی عجیب است. مثل حال خودش… دوست داشتم بیشتر بخوابی.. زیر لب میگوید: ممنون.. روی صندلی مینشیند. اما همین که پایش به صندلی میرسد، پوستش میسوزد و ناخواسته صورتش جمع میشود آخ.. رهام نگاهی به پایش میکند و نگاهی به صورتِ اویی که در هم میشود، اما می خواهد بی اهمیت باشد و دردش را به روی خود نیاورد.

درچه حاله؟؟ رز نگاه گذرایی به او میکند و..با اینکه پوستش میسوزد اما مصرانه روی صندلی می ماند چی؟ جای ترکه ها.. همین یک کلمه باعث میشود که قلب رز تیر بکشد. اما آرام میگوید: خوبه.. و بعد در سکوت قهوه اش را مزه میکند. بغض دارد..نمیداند اهمیتی ندارد لااقل این لحظه آرام است و همین برایش کافی .ست شاید سهمش بیشتر از این نیست و باید به همین قانع باشد. رهام تکیه میدهد و فقط نگاهش میکند. رز زیر نگاه خیره و متفکر او لقمه ای نان و پنیر برای خود میگیرد و در سکوت میخورد رهام هم چیزی نمی گوید تا رز صبحانه اش را بخورد.

دختری که از دیروز گرسنه است. لقمه ی دوم را که میخورد قهوه اش را سر میکشد و بلند میشود. اگه چیزی نمیخوری میزو جمع کنم. رهام کوتاه میگوید نه رز بدون اینکه نگاهش کند شروع به جمع کردن میز میکند. اما هنوز فنجان رهام را برنداشته که رهام دستش را میگیرد نگاهِ رُز با قلب زخمی روی دست های قفل شده شان می ماند. حرفی نمیزند. مانع نمیشود.. فقط منتظر میشود تا رهام حرفش را بزند. رهام دستش را میفشارد بذارش رو میز.. رز فنجان را روی میز میگذارد. رهام بلند میشود و دستش را میکشد بیا..

رز در حالیکه کنارش قدم برمیدارد، میگوید اگه کارت باهام طول میکشه بذار اول میزو جمع کنم… رهام میان حرفش میگوید بعدا جمع میکنی.. رز دیگر حرفی نمیزند رهام به سمت اتاق نشیمن میرود. او را به سمتِ مبل راحتی سه نفره میکشد و میگوید: دراز بکش.. رز نگاهش را تا چشم های او بالا میکشد. آبی های رهام.. حال عجیبی دارند انگار دیگر آرام نیستند. مثل اخمش.. مثل رنگ نگاهش.. چرا؟ رهام به جای جواب او را مجبور میکند که یک وری روی مبل دراز بکشد رز حالا فکر میکند..کمی خجالت میکشد. دیروز و دیشب به یادش می آید..که تا صبح توی بغل او کاملا برهنه بود. بگو کارت..چیه..

 

قیمت57000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 635

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین