دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تقاص pdf از زهرا قلنده
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تقاص
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    زهرا قلنده
  • صفحات
    347

دانلود رمان تقاص pdf از زهرا قلنده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان تقاص

این رمان در مورد کوروش مرد قاچاقچی موادی که بهترین دوستش بهش خیانت میکنه

یکی از محموله هاشو لو میده و کوروش هرکسیو که از اعتمادش سواستفاده کنه و

بهش خیانت کنه رو میکشه و ماهور دخترشو بزرگ میکنه و اما ماهور بخاطر قتل پدرش

توسط کوروش ازش متنفره 7 ساله از اون موقع می گذره و ماهور با بادیگارد کوروش

رابطه داره اما وقتی کوروش میفهمه اونو از خونه بیرون میکنه و

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان حریر و حرارت

دانلود رمان لمس و حرارت

قسمتی از رمان

با شنیدن صدای ماشین از جام بلند شدم و رفتم سمت پنجره. لندکروز مشکی کوروش بود. الوند از پشت فرمون پیاده شد

و در عقبو واسه کوروش باز کرد. با دیدن قامت بلندش صورتم از نفرت جمع شد. نگاهمو ازش گرفتم و به الوند چشم دوختم.

دلم براش یه ذره شده بود و از صبح که ندیده بودمش بی قرارش بودم. پشت سر کوروش اومد تو و منم رفتم سمت آینه…

دستی به موهای بلندم کشیدم و از اتاقم زدم بیرون. با عجله از پله ها رفتم پایین که با کوروش و فرنوش رو به رو شدم. ناخوداگاه ایستادم و سرمو

انداختم پایین. یکی دو پله پایین تر وایسادن. فرنوش با عشوه گفت: چرا وایسادی عزیزم. بریم دیگه.

کوروش اما با لحن خشنی گفت: ماهور مگه نگفتم پایین میری لباس درست و حسابی تنت کن؟

بالا کسی اجازه نداره بیاد اما پایین نه! نگاهمو از دستای قفل شدشون گرفتم و به چشما ی نافذش نگاه کردم:

چرا فقط واسه من محدودیت ایجاد میکنین؟ فرنوش پرید بهم: به تو چه؟ تو کاری که بهت ربطی نداره دخالت نکن.

با پوزخند نگاهمو از لباس داغونش گرفتم و از کنارشون رد شدم. زنش لخت میشد سنگین

تر بود حالا من با شومیز و موهام که بیرونه باید حرف بشنوم؟ از صدای قدماشون فهمیدم رفتن.

تو سالن هیشکی نبود. پس الوند کجا رفته؟ صدای خدمتکارا از اشپزخونه میومد و

می دونستم الوند اونجا نیست….

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.8 / 5. تعداد رای : 188

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین