دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان روزهای مسموم pdf از هاله نژادصاحبی نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    روزهای مسموم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    هاله نژادصاحبی
  • صفحات
    635
خلاصه رمان
من حناام.دختری که حالا همه به چشم یک زن خطاکار نگاهش می‌کنند. من حناام، با بچه‌ای نُه ماهه در رحمم. من حناام که خواستم برای جبران ورشکستگی عمویم، رحمم را به سارا و همسرش اجاره دهم.اما از کجا باید می‌دانستم که سارا....حالا من مانده‌ام و او با چشم‌هایی نقره‌ای و طفلی از او که در من رشد می‌کند. اویی که نه کودکش را می‌خواهد و نه....دلباخته‌ام. اشتباهی‌ترین عشقی که گریبانم را گرفته.

دانلود رمان روزهای مسموم pdf از هاله نژادصاحبی نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان روزهای مسموم

من حناام.
دختری که حالا همه به چشم یک زن خطاکار نگاهش می‌کنند. من حناام، با بچه‌ای نُه ماهه در رحمم. من حناام که خواستم برای جبران ورشکستگی عمویم، رحمم را به سارا و همسرش اجاره دهم.اما از کجا باید می‌دانستم که سارا….
حالا من مانده‌ام و او با چشم‌هایی نقره‌ای و طفلی از او که در من رشد می‌کند. اویی که نه کودکش را می‌خواهد و نه….
دلباخته‌ام. اشتباهی‌ترین عشقی که گریبانم را گرفته.

قسمتی از رمان

صدای اذان که از مسجد کوچه به گوشم می رسه، اشک هام بی اختیار سرازیر میشه، سرم و روی زانوهام می گذارم. چشم هام و محکم می بندم، تا شاید آخرین تصویری که از خانوادم دارم از ذهنم پاک شه، دلم می خواد آخرین تصویری که از بابام توی ذهنم دارم قد رعنا و لبخند منحصر به فردش باشه، دلم نمی خواد حتی لحظه ای به اون ساعتی فکر کنم که دستش و زیر آوار گرفته بودم و دلم می خواست صداش بزنم و ازش بخوام بغلم کنه.

اما انبوه خاکی که توی دهن و دور تا دور بدنم بود اجازه نمی داد. دلم آتیش می گیره وقتی یادم میوفته ساعت های اول دست هام و محکم بین دست های گرمش فشار می داد تا شاید وادارم کنه که نخوابم و قوی باشم اما دست های من اونقدر قدرت نداشت تا اون و بیدار نگه داره و اون ساعتی بعد دیگه دست هاش گرم نبود، دلم نمی خواد ثانیه ای یاد بدن بی جون و سردش زیر خروار ها خاک و آهن بیوفتم. دلم نمی خواد اما شانزده ساله که تموم اون ساعت ها کابوس منه.

دلم نمیخواد یاد اون جهنم بیوفتم اما شب و روز همراه منه، دلم نمی خواد یاد اون صحنه ای بیوفتم که جنازه برادر شیرخوارم و جلوی صورتم توی پتو پیچیدن و همراه انبوهی از جنازه ها به سمت بهشت زهرا بردن. دلم نمی خواد هیچ کدوم و توی ذهنم مرور کنم اما انگار روی ذهن و قلب و تمام وجودم حک شدن، یاد اون ساعت هایی که دنبال جنازه ی مادرم پشت کامیونی که مسئول بردن جنازه ها بود می دویدم و زجه می زدم و کسی نبود دستم و بگیره داغونم می کنه…

 

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.4 / 5. تعداد رای : 501

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Donya
    14 خرداد 1400 | 08:23

    عالیهههههههههههههه

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین