دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سیانور pdf از اسما چنگایی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سیانور
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    اسما چنگایی
  • صفحات
    1460
خلاصه رمان

داستان ما داستان دخترایی بود که به ناحق بهشون دست درازی شد یکی برای نفرت پدرش و دیگری غیرت


دروغین دوست پسرش الهه بخاطره نفرته پدرش تن داد به این خفت و با بیرحمی و زور پا به دنیایی گذاشت


که براش زود بود و حتب شاید درک درستی از اون نداشت باردار شد اما کودکانش رو ازش گرفتند عاشق شد


اما فردای ازدواجش معشوقش را ب خاک سپردن و ....

دانلود رمان سیانور pdf از اسما چنگایی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،براساس واقعیت

خلاصه رمان سیانور

داستان ما داستان دخترایی بود که به ناحق بهشون دست درازی شد یکی برای نفرت پدرش و دیگری

غیرت دروغین دوست پسرش الهه بخاطره نفرته پدرش تن داد به این خفت و با بیرحمی و زور پا به دنیایی گذاشت

که براش زود بود و حتب شاید درک درستی از اون نداشت باردار شد اما کودکانش رو ازش گرفتند عاشق شد

اما فردای ازدواجش معشوقش را ب خاک سپرد… و اما شادی دختری که نشاط اور بود برای همه ناخواسته تن داد

به رابطه ای از سرِ مستی رابطه ای با یک نامرد عاشق شد اما امان از روزگار کہ بازی میکند

با دختری 17ساله مردش فهمید فرشته اش زن شده و به او ننگ خرابی …

قسمتی از رمان

این روزها تیکه کلام مادرش، خودت که میدونی شده بود! اصلا حرف هایش را اینطور شروع می کرد.

انگار که با این حرف سعی در قانع کردن طرف مقابل برای کمک به آن ها را داشت. دستی به پیشانی اش کشید.

رگی در شقیقه اش تیر می کشید! آخر این صدای لرزان مادر او را سکته می داد.

_من این مدت یکم پول جمع کردم. می خواستم بیشتر شه بعد واریز کنم که حداقل مبلغ قابل توجهی باشه

ولی حالا که زنگ زدین، همین امروز واستون واریز

می کنم. صدای هق هق خفه شده ی صبا و فین فین های پشت سر هم او خط کشید روی اعصابش.

کلافه نفسش را بیرون داد و پر التماس نالید. ـ مادر من گریه نکن. ببین قبل اومدن به تهران بهت گفتم که نمیرم.

بمونم پیشتون کمک حال باشم، گفتی نه برو ما اینجا از پس هم دیگه بر میایم.

اینطوری اعصاب منو خراب نکن توی این غربت. صبا با دستمالی اشک هایش را گرفت. اخلاق پسرش را می دانست.

اگر کمی بیشتر بی تابی می کرد، محراب

قید همه چیز را زده و به آنجا برمی گشت و دوست نداشت این اتفاق بیفتد. محراب باید روز به روز موفق تر از می شد

. می خواست پسر بزرگش به تمام آرزوهایی که در سر دارد، برسد.

ـ مادر. _خوبم پسرم، خوبم. تو اونجا بمون درست رو بخون. تنها چیزی که من و پدرت می خواهیم همینه.

ماهان اینجا هست. طفلک پسرم بعد از مدرسه مستقیم میره سر کار.

خودم هم هستم، ترشی می اندازم، خیاطی می کنم. در میاد بالاخره یه جوری…

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.3 / 5. تعداد رای : 166

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین