دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان وهم از زهرا pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    وهم
  • ژانر
    عاشقانه،جنایی،مافیایی،هیجانی
  • نویسنده
    زهرا
  • صفحات
    3005
خلاصه رمان

نیاز مهر آرا، وکیل پایه یک دادگستری، دختری سر زنده و کله شق، برحسب یک اتفاق وارد پرونده شومی میشه


که خارج شدن ازش غیر ممکنه و با خونی که ازش ریخته میشه، بازی شروع میشه... بازی ای که با خون شروع


میشه و مردی که در سایه ها مثل یک مار وحشی، یک لنسر بزرگه!

دانلود رمان وهم از زهرا pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان: عاشقانه،جنایی،مافیایی،هیجانی

خلاصه رمان وهم

نیاز مهر آرا، وکیل پایه یک دادگستری، دختری سر زنده و کله شق، برحسب یک اتفاق وارد پرونده شومی میشه که خارج شدن ازش غیر ممکنه و

با خونی که ازش ریخته میشه، بازی شروع میشه… بازی ای که با خون شروع میشه و

مردی که در سایه ها مثل یک مار وحشی، یک لنسر بزرگه!

قسمتی از رمان

تلفنم داخل کیفم بود و می دونستم تا الان از طرف ترنم انواع محبت ها نثارم شده، برای همین بیخیال شدم و

از اینه به تصویر خودم خیره شدم. ارایشم کمرنگ تر شده بود و رژ لبم عملا پاک شده بود.

با یاداوری لپ گل گلی راز خندیدم و وقتی اسانسور ایستاد، با پام لگد ارومی به در زدم

و به سمت ماشینم حرکت کردم. سوییچ ماشین رو از جیب مانتوم درآوردم و هن هن کنان

سمتش قدم زدم و با دیدن دویست و هفت سفیدم، لبخندی زدم. اینکه چیزی رو کادو بگیری،

خیلی چیز قشنگیه اما اینکه خودت زحمت بکشی و چیزی رو که بخوای بگیری، یه چیز دیگه است.

درسته برای گرفتنش مجبور شدم از بابا قرض بگیرم و عمو حمید هم کمکم کنه،

اما همین که تونستم با پس انداز خودم بگیرم و ثابت کنم می تونم روی پای خودم بایستم،

بهترین حس دنیا بود. صندلی عقب رو باز کردم و نایلون و کیفم رو روی صندلی گذاشتم و به محض اینکه برگشتم تا در رو ببندم،

یک نفر از پشت منو گرفت و محکم من رو به عقب چرخوند. از بهت و طبق غریزه انی جیغ بزرگی کشیدم

اما به محض اینکه برگشتم و چشم در چشم های اشنای عمو حمید شدم

لبخندی زدم و با لب و لوچه اویزونی گفتم: -عمووووو، زهلم ترکید. مردونه خندید و…

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.7 / 5. تعداد رای : 220

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • “sea
    8 مرداد 1402 | 11:05

    سه سال پیش خوندمش و بهترین رمان از نظرم همین وهمه

  • بانو
    26 اردیبهشت 1402 | 20:28

    بهترین رمان هایی ک خوندم رمان های زهرا هستش واقعا عالین فوق العاده قلم قوی دارن
    آیا راه ارتباطی با این نویسنده هست؟؟؟کانالی ایمیلی چیزی

  • f
    9 دی 1401 | 10:58

    رمانش عالیییییه

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین