دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان و ان یکاد pdf از ریحانه کیامری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    و ان یکاد
  • ژانر
    عاشقانه،مذهبی،؛هیجانی
  • نویسنده
    ریحانه کیامری
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    562

دانلود رمان و ان یکاد pdf از ریحانه کیامری

 با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه،مذهبی،؛هیجانی

خلاصه رمان و ان یکاد

الهه سادات دختری مذهبی از خانواده‌ای سختگیر که چهل روز بعد از مرگ نامزد صیغه‌ایش متوجه بارداری اش میشه…

کسی باور نمیکنه که جنینش حلاله و بهش تهمت هرزگی می‌زنن…

اما حضور یک ناجی الهه سادات رو از پرتگاه خودکشی و سقط جنین عقب می‌کشه…

و اون کسی نیست جز مهندس سهراب همایونفر

کسی که الهه سادات رو زنداداش صدا میزنه…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان تن پوشی از هوس

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

قسمتی از رمان

سجاده را روی طاقچه کنار قرآن و مفاتیحش گذاشت و سپس به اتاق مادرش برگشت. تلفن بیسیم را برداشت و به هال رفت

تا چرت نیم روزی او را پاره نکند. ابتدا شماره تلفن همان خانمی را که از صبح دو بار تماس گرفته بود را گرفت.

تا آخرین بوق صبر کرد و وقتی پاسخی دریافت نکرد دیگر تماس را تکرار ننمود. شماره تلفن بعدی، شماره موبایل بود.

بوق اول… بوق دوم… آن سوی خط سهرابی بود که بی حوصله به سمت خانه اش میراند. بنز آخرین مدلش را پشت چراغ

قرمز نگه داشت و عصبی شده از ترافیک و شلوغی شهر کراواتش را از دور گردنش باز کرد و روی صندلی کناری اش انداخت.

صدای ویبره ی موبایلش را که شنید، اول بیخیال جواب دادن بود ولی بعد با خود فکر کرد که شاید تماس مهمی باشد.

پس تماس را از طریق نمایشگر ماشینش وصل کرد. _بله. الهه با آرامش شروع به صحبت کرد. _سلام جناب، حسینی هستم،

رمان و ان یکاد ریحانه کیامری

تماس گرفته بودید. هم زمان چراغ سبز شد و سهراب با آن افکار مغشوش تمرکزش را از دست داد. _چند لحظه

اجازه بدید خانم، من پشت فرمونم. _پس مزاحمتون نمیشم. بنده خونه هستم، کاری داشتید در خدمتم. نباید قطع می کرد!

دیگر معلوم نبود کی بتواند او را از سر سجاده پایین بکشد! _نه نه صبر کنید، الان پارک میکنم. _راحت باشید،

گوشی رو نگه می دارم. اولین جای پارکی که کنار خیابان دید فرمان را چرخاند و با مهارت پارک کرد. _هستید خانم حسینی؟

_بله بله، بفرمایید. _بنده همایونفر هستم، سهراب همایونفر. _متاسفانه به جا نمیارم! جا خورد!

فکرش را هم نمی کرد که نشناسدش!

 

قیمت 47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 83

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • هانيه
    1 اسفند 1401 | 22:43

    اصلاااا خلاصه ش ربطي به داستان نداره
    هدف نويسنده چي بوده از اينكاررر؟؟
    بسيار اشتباه و ناپسند بود كار نويسنده

  • سعیده
    26 شهریور 1401 | 14:10

    سلام
    خیلی خیلی خوب بود، مرسی.
    فقط خلاصه ای که براش نوشتین ابدا و اصلا ربطی به رمان نداره!، لطفا اصلاحش کنید

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین