
دانلود رمان چشمان زغالی pdf از راضیه عباسی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری
من آیلارم دختری که به خاطر تهمتی که بهش زدن مجبورش میکنن با برادر عشقش ازدواج کنه..
امان از شبی که منو جلوی چشمای سیاوشم به حجله میبردن..
قسمتی از رمان
آیلار متعجب نگاهش کرد.
– الانم خیلی دوست دارم ولی این مدت خودت که میدونی سرم شلوغ بود نتونستم برم!
تو از کجا می دونی من نمیرم اونجا؟!
سیاوش به پشتی صندلی تکیه داد.
– بخاطر اینکه تقریباً هر روز عصر یک سر رفتم اما تو نبودی؛ صبح ها سرگرم کار بودی عصرها چرا نمی اومدی؟
آیلار لیوانش را به لب نزدیک کرد. چایش هنوز خیلی داغ بود و گفت:
عصر هم کمک به بانو و کارهای خونه و مامان؛ همینا دیگه.
سیاوش یک جرعه دیگر نوشید وگفت: اگه سوغاتیت رو میخوای، باید بیای اونجا.
یادت که نرفته هنوز سوغاتت رو بهت ندادم.
آیلار جا خورد و پرسید: سوغاتی؟ تو که بهم سوغاتی دادی.
سیاوش ابرو بالا انداخت و گفت: هیچ وقت باور نکن تو با بقیهی آدم ها برام یک جور باشی
برای تو یک چیز خاص آوردم خوشگل خانم.
آیلار با لبخند کمرنگی بر لب سکوت کرد؛ خودش هم از همین دلگیر بود.
از اینکه برای سیاوش مثل دیگران باشد و حالا مثل همیشه غافلگیر شده بود.
سیاوش هم لبخند زد؛ به لیوان آیلار اشاره کرد و گفت:
چایتو بخور؛ یخ کرد. بیسکویت هم بخور ضعف نکنی
قیمت48000
من آیلارم دختری که به خاطر تهمتی که بهش زدن مجبورش میکنن با برادر عشقش ازدواج کنه..امان از شبی که منو جلوی چشمای سیاوشم به حجله میبردن..




















خیلی رمان زیبایی بود پیشنهاد میکنم حتما این رمان رو بخونید
قصه ای فوق العاده عاشقانه و دلربا و قلم فوق العاده نویسنده باعث شد با تک تک پارت های غمگینش اشک بریزم و با پارت های شادش ذوق کنم
هنوزم سنگینی غمی که روی دل سیاوش بود رو توی قلبم حس میکنم
ممنون از نویسنده