دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رها pdf از رویا قاسمی نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رها
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،هیجانی
خلاصه رمان
یک مرد زخمی، یک راز مرگبار و دختری که قرار نبود عاشقش شود...پینار برای فرار از گذشته، راهی دورافتاده‌ترین نقطه‌ی جنوب می‌شود؛ اما آنجا چیزی جز آرامش انتظارش را نمی‌کشد...ورود یک مرد زخمی و مرموز به درمانگاه، پینار را ناخواسته وارد بازی خطرناکی می‌کند؛ مردی که نباید کسی از وجودش باخبر شود و حالا پینار مجبور است در خانه‌ی خودش از او مراقبت کند.اما وقتی ترس کم‌کم جای خودش را به احساس می‌دهد، پینار می‌فهمد شاید خطرناک‌ترین چیزی که وارد زندگی‌اش شده... خودِ عشق باشد.

دانلود رمان رها pdf از رویا قاسمی نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،هیجانی

خلاصه رمان رها

یک مرد زخمی، یک راز مرگبار و دختری که قرار نبود عاشقش شود…پینار برای فرار از گذشته، راهی دورافتاده‌ترین نقطه‌ی جنوب می‌شود؛ اما آنجا چیزی جز آرامش انتظارش را نمی‌کشد…ورود یک مرد زخمی و مرموز به درمانگاه، پینار را ناخواسته وارد بازی خطرناکی می‌کند؛ مردی که نباید کسی از وجودش باخبر شود و حالا پینار مجبور است در خانه‌ی خودش از او مراقبت کند.اما وقتی ترس کم‌کم جای خودش را به احساس می‌دهد، پینار می‌فهمد شاید خطرناک‌ترین چیزی که وارد زندگی‌اش شده… خودِ عشق باشد.

قسمتی از رمان

درست تو این زمان، که هوا گرگ و میش هست ، و من تو درمانگاه کوچیک این منطقه ی وحشی، مثل بید به خودم میلرزم، اون جمله رو با گوشت و پوست و استخونم، درک میکنم.از سر شب بارها و بارها مردم اما زندگی واقعی رو تو این شبی که سخت داشت به
سپیده میرفت، تجربه میکردم….
چهارمین نفری بود که خونین و مالین وارد درمانگاه شده. قبل من، عاطفه به سمتش میره…پینار چرا خشکت زده، به خودت بیا! همین جمله عاطفه کافیه تا، دست از مرگی که نبض داشت، بکشم و برای کمک بهش ملحق بشم.مرد بلند هیبتی بود، ریش و محاسن بلندش
اجازه نمیداد چهرهش به خوبی دیده بشه.
– عاطی این مال این وراست؟ آشنا نمیاد به نظرم.
– وقت برای شناسایی نداریم، کمک کن ببریمش روی تخت.
به سختی زیر بغلش رو میگیرم. کمرم از سنگینی وزنش، خم میشه به هر سختی هست روی تخت میذاریمش.
پیراهن خونیش رو بال میزنم و با دیدن زخم زرگی که روی شکمش هست ، آه از نهادم بلند میشه.
– چاقو خورده؟ چطور تا حال زنده مونده!
چهره ش که هیچ ردی از درد، رو القا نمیداد.چشمای نیمه بازش، که سمت من گرفته میشه از ترس یک قدم به عقب برمیدارم.
– وای عاطی، این بخدا که سرکده ی اون وحشی هاست…

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 1

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین