
دانلود رمان زیبای عرب pdf از سهیلا بامیان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،غمگین
خلاصه رمان زیبای عرب
امل که مادری ایرانی داشته و از زمان تولد در کویت زندگی کرده پس
از مرگ عمه در حالی که سالها از مرگ پدر ومادرش یر اثر تصادف جاده
ای میگذرد تصمیم میگیرد که به نزد خانواده دایی بیاید با این که دایی
فوت کرده ولی زن دایی و پسر دائی اش مسعوود بسیار گرم از او پذیرایی
میکنندو سهم الارث مادری را برایش حفظ کرده اند کم کم کابوس های
شبانه تصادف با محبت های مسعود ومادرش دور میشوند و…
قسمتی از متن رمان
زن دایی مشغول تماشای تلویزیون بود مسعود و اقا رحمان دوستانه در کنر
هم صحبت می کردند پس از تعارف چای زن دایی اشاره کرد کنارش بشینم بعد گفت:
– مسعود می گفت که اتاق کناری طبقه بالا رو انتخاب کردی می خواستم
یه موضوع جالب رو بهت بگم اتاقی که تو انتخاب کردی همون اتاقیه که پدر
مادرت در اخرین سفرشون در اون جای گرفته بودن .تو می تونی در اون
کمد یادگاری های از اونا پیذا کنی . دو جفت صندل زنانه و مردانه ،یکی دو
دستمال سفید که همیشه در کنار اونا با نخ گلدوزی اول اسم پدر و مادرت
حک شده این دستمال ها رو مادرت گلدوزی کرده وفراموش کرد با خودش
ببره تو اگه بخوای می تونی اونا رو برداری رضا این یادگاری ها رو خیلی
دوست داشت و من خوشحال می شم اونها رو به تو که دختر شون هستی بدم
خیلی ممنون زن دایی اما من می خواستم یه خواهشی بکنم.
چه خواهشی عزیزم ؟بگو.
دلم می خواد برام از سفر اخر بگین اصلا چطور شد که پدر و مادرم پس
از اون همه سال تصمیم گرفتن به ایران بیان . من یه چیزهایی می دونم
اما کامل نیست خیلی دلم می خواس از یه ادم مطلع این چیز
ها رو می پرسیدم و فکر می کنم شما از همه اگاه تر باشین.
زن دایی سر تکان داد و بعد در حالی که با
کنترل تلویزیون را خاموش می کرد گفت :
امل که مادری ایرانی داشته و از زمان تولد در کویت زندگی کرده پس.از مرگ عمه در حالی که سالها از مرگ پدر ومادرش یر اثر تصادف جاده.ای میگذرد تصمیم میگیرد که به نزد خانواده دایی بیاید با این که دایی.فوت کرده ولی زن دایی و پسر دائی اش مسعوود بسیار گرم از او پذیرایی.میکنندو سهم الارث مادری را برایش حفظ کرده اند کم کم کابوس های.شبانه تصادف با محبت های مسعود ومادرش دور میشوند و…



















