
دانلود رمان سایه خورشید pdf از سارا غروبی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،بزرگسال
سایه دختری به اجبار مجبور ازدواج با امیرعلی میشه،امیرعلی هم از سایه کینه به دل داره و همش سعی در آزار و اذیتش داره….همین بین سایه با آراز آشنا میشه،آرازی که از همون نگاه اول عاشق سایه میشه و میخواد بدستش بیاره و اما نه این راه براشون آسونه نه آراز اونی که نشون میده هستش…باید دید سرنوشت این دو نفر چیمیشه…
قسمتی از متن رمان
با عجله وارد شرکت شد درحالیکه استرس زیادی داشت و به شب گذشته فکر میکرد سردرد عجیبی داشت مسکن های قوی هم چاره ساز نبودند ..پشت میز نشست و سیستم را روشن کرد به سمت آبدارخانه رفت…آقا نبی مثل همیشه سماور را روشن کرده بود سایه ماگش را برداشت و یک چای غلیظ خود را مهمان کرد…سلام…به پشت سرش نگاه کرد و کیانی را با یک لبخند گشاد دید کمی اخم کرد و جوابی زیر لب داد ..کیانی صبح بخیری با کنایه گفت سایه در حال برداشتن ماگش بود ماگی سیاه مانند سرنوشتش..بایک معذرت خواهی ابدارخانه را ترک کرد اما کیانی پشت سرش راه افتاد..سایه در فکر اتفاقات دیشب بود و بغض بدی گلویش را میفشرد چایی داغ را هورت کشید و تا عمق جانش سوخت …کیانی این پا و اون پا می کرد که سرحرف رو باز کنه ولی قیافه ناراحت سایه رو که دید منصرف شد و با گفتن خانم رستگار لطفا هرچه..سریعتر پرونده ها رو بیارید برای امضا.. حرفش را تمام کرد،سایه سری تکان داد و با گفتن چشم بی جانی قائله را خاتمه داد .پرونده ها را زیر و رو کرد و با بی حوصلگی چند پرونده را برداشت و به سوی اتاق رییس بداخلاق و اخمویش روانه شد در دل خدا خدا میکرد که آذرمهر بداخلاق اورا..بازخواست.. نکند به دلیل چند دقیقه تاخیرش آن هم بخاطر ترافیک و یخبندانی که در خیابان ها بود و اتوبوسی که چندین ایستگاه میایستاد تا مسافر سوار و پیاده کند…
قیمت61000



















