دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فتان خزر pdf از فرزانه شفیع پور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فتان خزر
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    فرزانه شفیع پور
  • صفحات
    460
خلاصه رمان
ساحل دختری از طبقه‌ی پایین جامعه هست که در یکی از روستاهای شمال کشور زندگی می‌کنه و به‌ واسطه‌ی...یکی از آشنایان پاش به ویلای بزرگ و خانوادگی سردار بازمی‌شه و با اتفاق هایی که بین اون و سامین می‌افته، ساحل از خانواده دور می‌شه و به تهران میره...

دانلود رمان فتان خزر pdf از فرزانه شفیع پور 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان فتان خزر 

ساحل دختری از طبقه‌ی پایین جامعه هست که در یکی از روستاهای شمال کشور زندگی می‌کنه و به‌ واسطه‌ی…یکی از آشنایان پاش به ویلای بزرگ و خانوادگی سردار بازمی‌شه و با اتفاق هایی که بین اون و سامین می‌افته، ساحل از خانواده دور می‌شه و به تهران میره…

قسمتی از متن رمان

تاریکی اتاق ضربان قلبش را بالا برد و زبانش بند آمد.
_ چی شد؟!
تا دو دیقه پیش داشتی چه چهه می زدی
فتان خزر..
لحن پر استهزاش موجب شد که پتو را در مشت بفشارد و هوشیارانه نگاهش کند.
_ اصلا تو با چه مناسبتی این جایی؟!
چهره اش را به خوبی نمی دید اما برقی که در چشم هایش درخشید، موجب شد تا زبان گاز بگیرد که بیش از این
دراز نشود!
_ یعنی الان می خوای روش اسم بذاریم؟!
دستش لرزید و شوکه نگاهش کرد که بدون فوت وقت چند گام کوتاه برداشت و مقابلش روی زانو هایش نشست.
_ اگه تا این حد تمایل داری… باشه، من حرفی ندارم!
عطر تندش نفس ساحل را به تنگ آورد و ماهیچه های بدنش را منقبض کرد.
در این ساعت شب از او چه می خواست؟!
_ خواهش می کنم برو. الان…
انگشتش به سرعت روی لب دختر نشست و صدای بمش در گوش او طنین انداز شد.
_ خودت دنبال نسبت می گردی پس ساکت باش.
قلبش لحظه ای از تپیدن دست کشید و آتشی سوزان در وجودش شعله ور شد.
این مرد زیادی اهل عمل بود!
نفس زنان خود را پس کشید و با لبخندی محو نگاهش را در صورت وارفته ی ساحل گرداند.
_ از این به بعد تو معشوقه ی من هستی… نسبت از این بالاتر؟!
با دهانی باز به چشم های درخشانش نگاه کرد و بی اختیار سر تکان داد.
_ تو…
سرش را پیش آورد و در چند میلی متری صورتش لب جنباند

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 612

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین