دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فصل دیوونگی pdf از آذین بانو
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فصل دیوونگی
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،بزرگسال
  • نویسنده
    آذین بانو
  • صفحات
    145
خلاصه رمان
در مورد دختریه که بعد از طلاقش مجبور به ازدواج با برادر شوهرش می شه....

دانلود رمان فصل دیوونگی pdf از آذین بانو

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،بزرگسال

خلاصه رمان فصل دیوونگی 

در مورد دختریه که بعد از طلاقش مجبور به ازدواج با برادر شوهرش می شه….

قسمتی از متن رمان

آخرین پله محضر رو که پایین اومدم یه لحظه مکث کردم،حس میکردم قرار بوده کاری انجام بدم اما یادم نمیومد . . . با صدا زدن اسمم به عقب برگشتم.نمیدونم با چه رویی به اسم صدام میزد. ده دقیقه ای بود که با این آقا صنمی نداشتم.

. پرتو –

با اخم برگشتم و گفتم: خانم رضایی. .از این لحظه به بعد با اسم کوچیک صدام بزنی عواقبش گردن خودته . . .

به عادت همیشه ابرویی بالا انداخت وگفت:

– خانم رضایی هر وقت خواستی میتونی بیای وسایلتو جمع کنی

خواستم بی تفاوت از کنارش رد بشم که باز گفت : فقط سعی کن وقتی باشه که من سر کار نباشم

پوزخندی زدم و گفتم :شما مدت هاست سر کاری آقای طاهری

از کنارش رد شدم.برادرش کنار ماشین ایستاده بود.به عنوان شاهد اومده بود.بی توجه به او برای اولین تاکسی دست بلند کردم و سوار شدم.

آدرس رو دادم به راننده و چشم هام رو بستم … هرچند تصمیم نداشتم به مسائل اتفاق افتاده فکر کنم اما واقعا نمی شد. . .

سه سال از بهترین روزهای جوانی ام . . .

– رسیدیم خانم

با دقت به اطراف نگاه کردم، جلوی خونه بودم پول رو دادم و پیاده شدم .

در رو که باز کردم پونه به استقبالم اومد، در آغوشم کشید و با مهر کنار گوشم لب زد بهتر ،نبینم غصه بخوری ها.خلایق هر چه لایق لیاقتت رو نداشت.

لبخندی زدم. پونه همیشه شاد با جدیت داشت با من ابراز همدردی میکرد. به طرف اتاق رفتم و گفتم :پونه یه کم میخوام استراحت کنم .

تا ته موضوع رو فهمید. مامان داخل اتاق خودش داشت نماز می خواند. سلام که داد به طرفش رفتم. آهسته گونه اش رو بوسیدم

– برا منم دعا کن. . . . . باشه مامان؟

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 488

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین