دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان همخوابگی pdf از پانیذ فرهودی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    همخوابگی
  • ژانر
    عاشقانه،ازدواج اجباری
  • نویسنده
    پانیذ فرهودی
  • صفحات
    837
خلاصه رمان

آینور دختری که در کودکی به علت اختلال روانی برادرش مورد آزار او قرار میگیرد بعد از سالها عذاب آینور از تهران به روستایی دور فرار میکند مسیح ارباب روستا دلباخته آینور میشود اما آینور مهم ترین راز زندگیش را در شب ازدواج برای مسیح فاش میکند و مسیح را تبدیل به مردی سرد بی رحم میکند و حالا ....

دانلود رمان همخوابگی pdf از پانیذ فرهودی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری

خلاصه رمان همخوابگی

آینور دختری که در کودکی به علت اختلال روانی برادرش مورد آزار او قرار میگیرد

بعد از سالها عذاب آینور از تهران به روستایی دور فرار میکند

مسیح ارباب روستا دلباخته آینور میشود اما آینور مهم ترین

راز زندگیش را در شب ازدواج برای مسیح فاش میکند و

مسیح را تبدیل به مردی سرد بی رحم میکند و حالا ….

قسمتی از رمان

نگهبان درو برام باز کرد از راه سنگی گذشتم بوی چمن و گل رز بلند شده بود… صدای هاپ هاپ کوپر بلند شد سگ کوچیکی بود…

گندم سریع با ذوق بهش نگاه کرد… لبخندی زدم زمین گذاشتمش. باغبون اقا سلیمان و صدا زدم خواستم مراقبشون باشه…

گندم کوپر و بغل کرد سرشو ناز کرد و شروع به حرف زدن باهاش کرد… راه افتادم سمت عمارت می دونستم نگهبانا تا حالا بهش خبر دادن…

پشت بهم ایستاده بود خیره حیاط بود… آب دهنم و قورت دادم و گفتم:ناصر… طوری به سمت چرخید و زد زیر گوشم

اونقدر ضرب دستش سنگین بود که برق از چشمم پرید و پرت شدم رو زمین… گلدون روی میز و برداشت کوبید به دیوار و داد زد:

چجوری تونستی بر.ینی به تمام نقشه هام احمق کثافت من اون همه خرج کردم که تو اینجوری گند بزنی اره؟

اره اخرش و چنان فریاد زد که از جام پریدم…

دستامو رو زمین گذاشتم به سختی بلند شدم… بغض گلومو پس زدم من قسم خوردم قوی باشم…

یقه ناصر و گرفتم کوبیدم به شیشه و فریاد زدم: دستتو می شکونم اگه باز روم بلند شه یک… دوهیچی خراب نشده من هنوزم می تونم

اونو بزنم زمین… سه تموم اون پولتو بهت میدم ولی یبار دیگه اینجوری کنی دودمانت و به باد میدم فهمیدی!

مات شده بود پوزخندی زدم ازش جدا شدم نمایشی خاک پیراهنش تکوندم …

 

قیمت45000

 

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 490

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین