دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان وقتی تو رفته بودی pdf از ستاره شجاعی مهر و بهاره زعفرانی 

دانلود رمان وقتی تو رفته بودی pdf از ستاره شجاعی مهر و بهاره زعفرانی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان وقتی تو رفته بودی 

پناه، در دام عشقِ (آرمانی) گرفتار شده که او را با حرفهای خود خام و حالا رها کرده و به همراه دوستش به ترکیه رفته است، اما پناه نمیخواهد بپذیرید که آرمان برای او و عشقش ارزشی قائل نیست، بهمین دلیل قصد دارد غیر قانونی و از راه قاچاق به ترکیه برود و خود را به آرمان برساند، پناه میرود اما …

قسمتی از متن رمان

در داشبورد را باز کردم و عینک ابی ام را به چشم زدم. همزمان با ریتم آهنگ سر تکان میدادم آهنگی بیرون از فضای اتومبیل خودم درون ماشین طنین انداز شد. سر سمت شیشه ی خودم چرخاندم. اتومبیل شاسی بلندی کنارم پارک شده بود و همزمان با گردش سر من پسر جوان کنار دست راننده سرش را به طرفم چرخاند. کمی بهم زل زد و من شیشه ی سمت خودم را پایین دادم و عینک افتابی ام را بالا زدم. _نشناختی؟ شناسنامه بدم خدمتت؟ پسر جوان خندید و با گفتن جوووون کشداری لبخند مضحکی تحویلم داد.

یک سمت موهایش پرپشت بود و طرف دیگرش را با تیغ تراشیده بود. چینی به بینی ام دادم و گفتم: متاسفانه سلیقه م نیستی جیگر. لبخندش ماسید و همزمان چراغ سبز شد. این بار من لبخندم را نشانش دادم و گفتم: _تو همون بهتر بری جلو دبیرستان دخترونه با موتور تک چرخ بزنی.اره پسرم. دست روی بوق گذاشتم و خنده کنان به مسیرم ادامه دادم. نرسیده به چهارراه بعدی گوشی موبایلم زنگ خورد لعنتی به تماس گیرنده حواله دادم. راهنمای راست را زدم و کمی از سرعت ماشین کم کردم با

یک دست زیپ کوله ام را باز نمودم و با دیدن اسم الهه روی صفحه ی گوشی ام،اخم هایم در هم رفت و ماشین را در حاشیه ی خیابان نگه داشتم. انگشت رو صفحه کشیدم داشتم. انگشت و تماس را برقرار کردم. _بگو الهه. _کجایی پناه؟ طلبکارانه جواب دادم: کجا میخوای باشم؟ خسته و کوفته تو راه خونه صدای الهه بار دیگر توام با خواهش و تمنا در گوشم پیچید: ببین پناه من تو پاساژیم که این یارو مغازه داره. اخمی کردم و پرسیدم: _یارو کیه؟ _رئوف دیگه. با شنیدن نام آن مردک از خدا بی خبر لبخند

تمسخر آمیزی به لبانم نشست. چقدرم که فامیلیش به اخلاق بلبلی ش می خوره. الهه گفت: _تنهایی میترسم میشه تو هم بیای؟ از ایینه ی جلوی ماشین به عقب نگاهی کردم و گفتم ..

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 767

خلاصه رمان
پناه، در دام عشقِ (آرمانی) گرفتار شده که او را با حرفهای خود خام و حالا رها کرده و به همراه دوستش به ترکیه رفته است، اما پناه نمیخواهد بپذیرید که آرمان برای او و عشقش ارزشی قائل نیست، بهمین دلیل قصد دارد غیر قانونی و از راه قاچاق به ترکیه برود و خود را به آرمان برساند، پناه میرود اما ...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    وقتی تو رفته بودی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ستاره شجاعی مهر و بهاره زعفرانی
  • صفحات
    397
لینک های دانلود
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین