
دانلود رمان پادشاهی گناه pdf از ساحل زندی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی،خارجی،ماجراجویی،معمایی
جین برای شرکت در مراسم ازدواج خواهرش به قلعه خاندان ماریس میره ، خاندانی ک در زمینه فولاد یکی از سرشناسترین تجار هستند.
اما خیلی زود متوجه آدمهای متفاوتِ درون قلعه و نیتهای عجیب هر کدوم میشه ….
باندِ مافیایی ک پشت نقاب متشخص ِ سرمایهگذاری مخفي شده و رئیس عجیبی ک در ازایِ زنده موندن جین ازش چیزای زیادي میخواد..
قسمتی از متن رمان
چنان هول خورده بودم که اصلا متوجه موقعیتم روی تخت نبودم.
انقدر به لبه تخت نزدیک بودم که با این حرکت سقوط کردم پایین و صدای خنده سر خوشانه تام بلند شد.
از برخورد باسن و شونه ام به زمین صدای بدی بلند شد و درد تو تنم پیچید.
با سردرگمی نشستم رو زمین و مو هام رو از جلو چشمم کنار دادم.
تام خندید و گفت
– آروم جولیا ! چرا فرار میکنیَ!؟
هنگ فقط نگاهش کردم و گفتم
– تام! من جین ام نه جولیا!
ابروهای تام بالا پرید
حالا اون بود که مثل برق گرفته ها بلند شد
شوکه گفت
– اینجا که اتاق جولیاست
با تاسف براش سر تکون دادم و گفتم
– نه ! مادرت اتاق رو به روزی رو داده به جولیا!
زیر لب لعنتی فرستاد و سریع رفت سمت در رفت.
حتی معذرت هم نخواست
هر چند من شک دارم واقعا اشتباه کرده باشه!
تام نامزد جولیا بود .
خواهر دو قلو من .
اما همیشه یه دستی به تن و بدن منم میزد و هر بار به بهانه شبیه بودن قسر در میرفت!
بلند شدم و در اتاقم رو قفل کردم
دوباره خزیدم زیر پتو
پسره احمق
یا شاید باید بگم هرزه بیمار!
رابطه من و جولیا خوب نبود
برای همین اگر حرفی در مورد تام میزدم نه تنها باور نمیکرد که رابطه ما بد تر هم میشد…
اما اینبار واقعا خیلی زیاد بود …
میترسم دفعه بعد به بهانه اشتباه کردن کار به جاها باریک تر بکشه!
موبایلم رو برداشتم و ساعت رو چک کردم
ساعت تازه ۷ صبح بود.
تام ماریس تک فرزند تاجر فولاد بود، مردی که برای ازدواج پسرش قلعه خانوادگیش رو پیشنهاد داده بود.
جولیا و مامان چنان ذوق کردن که نظر من رو حتی نپرسیدن…
اما من از این پسر خوشم نمی اومد و … خب … برام خیلی عجیبه چنین مرد پولداری، بیاد با خواهر معمولی من ازدواج کنه!؟



















