دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان پرنده در قفس خواهد مرد pdf از باده
مشخصات رمان
  • نام رمان
    پرنده در قفس خواهد مرد
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    باده
  • صفحات
    1068
خلاصه رمان
دلوان دختري با اصالت كه بر خلاف جريان زندگيش و خانواده ي اشرافيش،با دلبستن به پسري از طبقه پايين جامعه، تابو شكني مي كند، اما به طور ناگهاني همان پسر دلوان را ترك مي كند و ناپديد مي شود و دختر قصه كه خانواده را مقصر مي داند آنها را طرد مي كند و به تنهايي زندگي مي كند تا اينكه پس از سالها وارد يه شركت بزرگ تبليغاتي  ميشود و چند ماه بعد متوجه ميشود رئيس شركت پسري تلخ و سر سخت و جديست...

دانلود رمان پرنده در قفس خواهد مرد pdf از باده 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر   

ژانر رمان: عاشقانه  

خلاصه رمان پرنده در قفس خواهد مرد 

دلوان دختري با اصالت كه بر خلاف جريان زندگيش و خانواده ي اشرافيش،با دلبستن به پسري از طبقه پايين جامعه، تابو شكني مي كند، اما به طور ناگهاني همان پسر دلوان را ترك مي كند و ناپديد مي شود و دختر قصه كه خانواده را مقصر مي داند آنها را طرد مي كند و به تنهايي زندگي مي كند تا اينكه پس از سالها وارد يه شركت بزرگ تبليغاتي  ميشود و چند ماه بعد متوجه ميشود رئيس شركت پسري تلخ و سر سخت و جديست…

قسمتی از متن رمان

کلافه از این تکرار بي معني ايستادم ، طفل بينوا نمي دانست کار من از فال گذشته است نمی دانست اگر دیوان حافظ را هم بیاورند دیگر حال خوش نمي خواهد حوالي روزگار من قدم بزند ، دیگر کلبه احزان من گلستان نمي شود ، تمامي واقعيت هاي تلخ زندگي ام همانند بوته خاری در قلبم فرو می رفت از فرط درد ، دستانم مشت شده بودند با خشمي غیر ارادی زیپ كوچك بغل كوله را باز کردم و دو اسکناسي ده هزاري دراوردم و در آن دست خالي از پاکت های فالش گذاشتم و قدمی دیگر بر داشتم و خودم را به سمت نیمکت کنار خیابان کشاندم .كودک كه هاج و واج داشت مرا نگاه میکرد شتابان به طرف من آمد و درست مانند یه مرد بالغ اخمي به ابروهایش داد و گفت : «خانم این پول واسه یه فال خيلي زياده،،،!»و بدون هیچ حرف دیگری سه پاکت جدا کرد و روي نميکت گذاشت و به سرعت برق و باد از جلوی چشمانم محو شد به همین سرعت
از گرماي بي حد ، بي اختيار دستانم را سایبان چشمانم کردم و به آسمان بدون لك نگاه کردم ، ساعت به وقت نیمه روز خستگي هاي مدام و پرسه هاي بي وقفه است، اصلا من در این وقت روز اینجا چیکار مي کردم و گنگ و منگ بدنبال دلیل حضورم در آن ساعت و در آن مکان نامعلوم مغزم را زیر و رو کردم آه از نهادم آمد بیرون دلم میخواست یک دل سیر برای بیچاره گیهایم اشک بریزم ….

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 766

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین