دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان چایت را من شیرین میکنم pdf از زهرا بلند دوست
مشخصات رمان
  • نام رمان
    چایت را من شیرین میکنم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    زهرا بلند دوست
  • صفحات
    449
خلاصه رمان
آرام آرام روی قبرهای وسط حیاط قدم میزنم با گوشه چشم تاریخ نوشته رو میخواندم بعضی جوان بعضی میانسال بعضی پیر، راستی مردن درد داشت ناگهان یک جفت کفش سرمه‌ای رنگ با عطری تلخ و آشنا مقابل چشمانم سبز شد سرم رو بالا آوردم صدای کوبیده شدن قلبم را با گوش هایم شنیدم  چند روز از آخرین دیدنش می‌گذشت؟ زیادی دلتنگ ابن غریبه نبودم؟ اما این غریبه با شلوار کتان مشکی پیراهن مردانه ی سرمه ایی دلنشین به کام احساسم می آمد باز هم موهایی کوتاه و ته ریشی به سیاهی زغال...
لینک های دانلود

دانلود رمان چایت را من شیرین میکنم pdf از زهرا بلند دوست

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: : عاشقانه

خلاصه رمان چایت را من شیرین میکنم

آرام آرام روی قبرهای وسط حیاط قدم میزنم با گوشه چشم تاریخ نوشته رو میخواندم بعضی جوان بعضی میانسال بعضی پیر، راستی مردن درد داشت ناگهان یک جفت کفش سرمه‌ای رنگ با عطری تلخ و آشنا مقابل چشمانم سبز شد سرم رو بالا آوردم صدای کوبیده شدن قلبم را با گوش هایم شنیدم  چند روز از آخرین دیدنش می‌گذشت؟ زیادی دلتنگ ابن غریبه نبودم؟ اما این غریبه با شلوار کتان مشکی پیراهن مردانه ی سرمه ایی دلنشین به کام احساسم می آمد باز هم موهایی کوتاه و ته ریشی به سیاهی زغال…

قسمتی از متن رمان

آن روزها من یک‌ساله بودم و برادرم دانیال پنج‌ساله. مادرم همیشه نقطه‌ی مقابل پدر قرار داشت، اما بی‌صدا و جنجال. او تنها برای حفظ من و برادرم بود که تن به دوری از وطن و زندگی با پدرم داد؛ مردی که از مبارزه، تنها بدمستی و شعارهایش نصیب‌مان شد. شعارهایی که آرمان‌ها و آرزوهای دوران نوجوانی من و دانیال را تباه کرد؛ و اگر نبود، زندگی‌مان شکل دیگری می‌شد. پدرم با این‌که توهم توطئه داشت اما زیرک بود، و پل‌های بازگشت به ایران را پشت سرش خراب نمی‌کرد. می‌گفت «باید طوری زندگی کنم که هر وقت نیاز شد به‌راحتی برگردم و برای استواری ستون‌های سازمان، خنجر از پشت بکوبم.» نمی‌دانم واقعاً به چه فکر می‌کرد؛ انتقام خون برادر، اعتلای اهداف سازمان و یا فقط نوعی دیوانگی محض. هرچه که بود، در بساط فکری‌اش چیزی از خدا پیدا نمی‌شد. شاید به زبان نمی‌آورد اما رنگ کردار و افکارش جز سیاهی شیطان را نشان نمی‌داد. زندگی من یک‌ساله و دانیال پنج‌ساله، میدانی شد برای مبارزه‌ی خیر و شر…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 163

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین