دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان چلچراغ pdf از بهاره غفرانی  و شکوفه شهبال
مشخصات رمان
  • نام رمان
    چلچراغ 
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    بهاره غفرانی  و شکوفه شهبال
  • صفحات
    866
خلاصه رمان
داستان دو راوی داره؛ شیرین و فرانک..روایت شیرین مربوط به زمان حاله..شیرین از میون نوه‌های حاجی راستی موفق می‌شه مدیریت شرکت لوسترسازی چلچراغ رو به عهده بگیره و با کمک دوستش ایلیا برندشون رو جهانی کنه. از. طرفی با ژوبین دانش آشنا می‌شه؛ ژوبینی که رقیب کاری اونه و به شدت با هم رقابت دارن و این بین چیزهایی رو می فهمه که....روایت فرانک به زمان‌های گذشته و البته نه چندان دور برمی‌گرده . فرانک دختر حاج آقا راستیه و خانواده بسته و سنتی‌ای که داره، باعث می‌شه تحت فشار قرار بگیره. در این بین به استاد جذاب و مغرورش حسام مشکات علاقه‌مند می‌شه و...

دانلود رمان چلچراغ pdf از بهاره غفرانی  و شکوفه شهبال 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان چلچراغ 

داستان دو راوی داره؛ شیرین و فرانک..روایت شیرین مربوط به زمان حاله..شیرین از میون نوه‌های حاجی راستی موفق می‌شه مدیریت شرکت لوسترسازی چلچراغ رو به عهده بگیره و با کمک دوستش ایلیا برندشون رو جهانی کنه. از. طرفی با ژوبین دانش آشنا می‌شه؛ ژوبینی که رقیب کاری اونه و به شدت با هم رقابت دارن و این بین چیزهایی رو می فهمه که روایت فرانک به زمان‌های گذشته و البته نه چندان دور برمی‌گرده . فرانک دختر حاج آقا راستیه و خانواده بسته و سنتی‌ای که داره، باعث می‌شه تحت فشار قرار بگیره. در این بین به استاد جذاب و مغرورش حسام مشکات علاقه‌مند می‌شه و…

قسمتی از متن رمان

جوهر خودکار با قطرات درشت اشکم درآمیخته بود. دیدگانم تار شد و نامه به روی
زمین افتاد. هق زدم و اما صدایم از گلو در نمیآمد. زانوهایم سست شد و از
آسمان هایم به هسته ی مرکزی زمین سقوط کردم. کاش یک بار دیگر مرورت میکردم؛ از ابتدا تا انتها! کاش یک بار فقط یک بار نگاهم را میفهمیدی. به راستی چه میشد اگر خدا پادرمیانی میکرد برای دل بینوایم؟ سمت تلویزیون رفت و خاموشش کرد؛ داشتند از تو میگفتند جان دلم. از تو که جانم را ربودی. با نگرانی چشم به من دوخت و زمزمه کرد:
– حالت خوبه؟ غصه نخور برات بده.
با چشمانش به شکمم اشاره کرد. زل شکم برآمده ام شدم و بغضم به مانند بمبی
انتحاری ترکید. ضجه زدم نامت را ضجه زدم. باید به دادم میرسیدی. تو باید این جا میبودی؛ کنار من و…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 670

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین