
دانلود رمان یک لحظه روی پل pdf از ر اعتمادی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
هر چی که اسمش باشه مهم نیست تورج! من خیلی احساس پاکی میکنم،آنقدر تو را دوست دارم که حس میکنم پاکترین و شفاف ترین موجود روی زمینم،دلم میخواهد هیچوقت بکسی دروغ نگم …..تورج پکی به سیگارش زد و گفت ؟پس من باید آدم خیلی خوشبختی باشم که تو را پیدا کردم ! … شاید این خواست خدا بوده ، شاید میخواد جبران ظلمی که در حق من شده بشه !….کلمات مثل خمیر در دهان من و تورج در هم آمیخت……
قسمتی از متن رمان
آن روز هوای تهران گرم و چسبنده بود. خرداد تهران همیشه گرم است، مگر اینکه باران ببارد و آن..سال باران نباریده بود. درختان تناور خیابان پهلوی که همیشه در سراسر تابستان سبز هستند،آن سال هنوز نیمه دوم بهار بود که خمیازه های گرم و خشک می کشیدند. من روی پله های..سکو مانند مدرسه نشسته بودم و بی خیال به در ورودی نگاه می کردم. آنها به من گفته بودند..که نتیجه امتحان را آنروز چهار بعدازظهر اعلام می کنند؛ ولی من از ساعت یک بعدازظهر به..مدرسه آمده بودم. بابای پیر مدرسه با غرولند همیشگی در پهن مدرسه را برویم گشود…رجبعلی اعتمادی (زاده بهمن ۱۳۱۲) مشهور به ر. اعتمادی نویسنده، رماننویس و روزنامهنگار.معاصر ایرانی است. وی به خاطر نوشتن رمانهای عامهپسند و پرفروش شهرت دارد..پدرش اسم پدربزرگش را برای او انتخاب کرد ولی مادرش نام او را به مهدی تغییر داد ولی نام شناسنامهای..او همچنان رجبعلی باقی ماند. در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در آزمون آموزشی..روزنامه اطلاعات شرکت کرد و به عنوان نفر ششم وارد روزنامه اطلاعات شد.



















